سناریوهای محتمل تئاتر ایران در افق 1420 هجری شمسی

نویسندگان

1 دانشیار گروه آموزشی هنرهای نمایشی دانشکده ی هنرهای نمایشی و موسیقی پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری مطالعات تئاتر، دپارتمان تئاتر دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران

3 استاد گروه برنامه‌ریزی توسعه آموزش‌عالی، رشته برنامه ریزی و توسعه آموزش عالی، موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی.

4 استادیار، گروه آینده پژوهی، دانشکده حکمرانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jfadram.2025.402027.616126
چکیده

آینده تئاتر ایران، در تقاطع تغییرات پارادایمیک سیاسی و فرهنگی و همچنین کلان‌ روندها و عدم قطعیت‌های مختلف (به‌ویژه تغییرات اجتماعی) قرارگرفته است. هدف اصلی این پژوهش، توصیف روایت‌ها و ترسیم سناریوهای سازگار و محتمل برای آیندۀ تئاتر ایران در افق ۱۴۲۰ است. این تحقیق با بهره‌گیری از روش برنامه‌ریزی مبتنی بر سناریو، به گردآوری داده‌ها از طریق مرور نظام‌مند منابع و مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با خبرگان عرصه‌های تئاتر و آینده‌پژوهی پرداخته است. تحلیل داده‌ها با استفاده از پنل خبرگان و نرم­افزارهای میک‌مک (Micmac) و سناریوویزارد (Scenario Wizard) صورت پذیرفته است.در فرایند این پژوهش، پس از تحلیل اثرات متقابل مؤلفه‌های اثرگذار، شش پیشران کلیدی استخراج و دو عدم قطعیت بحرانی یعنی؛ «تغییرات حکمرانی در تئاتر» و «بازتاب تحولات اجتماعی در تئاتر» به‌عنوان محورهای اصلی ماتریس سناریوها انتخاب شدند. بر این اساس، چهار سناریوی محتمل آینده تئاتر ایران؛ با عناوین: «بگذار برقصم…»، «قاب کهنه»، «مرغ زیرک» و «اندرخم چوگان»، تدوین و با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج این پژوهش، سیاست‌گذاران و کنشگران تئاتر ایران را قادر می‌سازد تا با درک عمیق‌تری از آینده‌های محتمل، به‌صورت پیش‌دستانه با تغییرات مواجه شده و در جهت سیاست‌گذاری‌ها و اقدامات مدبرانه و تاب­آورانه برای چرخش از سناریوی‌های بدبینانه‌ای‌ مانند «اندرخم چوگان» به‌سوی سناریوی مطلوب «بگذار برقصم ...» گام بردارند.