زنان، اُسوه‌های پایداری در دو رمان باکثیر و حسین فتّاحی

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان

2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه گیلان

3 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه گیلان

doi
10.22103/jrl.2017.1725
چکیده

ادبیّات دردو شاخة نظم و نثر از دیر­باز روایت­گر وقایع و حوادث جامعه، به ویژه مبارزات و مقاومت­های مردان و زنان نستوه و مبارز در برابر ددمنشان ستم­پیشه بوده­است که در این میان، ادبیّات­اسلامی و دفاع مقدّس در روایت و تصویرِ مقاومت­های زنان، نقشی پر­­­رنگ و مؤثّر داشته­­اند؛ لذا اهتمام به ­ادبیّات پایداری با نگاهی­اسلامی از مهم­ترین رویکردهای فکری نویسندگان معاصراست؛ آنانی که از نزدیک در جریان جنگ حضور داشته­اند و بعینه مظلومیّت ملّت خویش به ویژه زنان را دیده­اند.   ­علی ­احمد باکثیر رمان­نویس معاصر و متعهّد عربی و حسین فتّاحی نویسندة معاصر ایران از جمله­ روایت گرانِ این مقاومت و پایداری­اندکه درآثار خود به خوبی از زن و تجلّی حضور او در عرصه­های پایداری سخن­رانده­اند؛ آنان سیمای بانوی مسلمان را ترسیم­کرده­اند تا از پایداری زنان در دورانی خبر دهندکه چشم استعمارگران به کشورشان خیره­ مانده بود و این زنان بودند که با نگاهی واقع­بینانه، شرایط جنگ را پذیرفتند و دوشادوش مردان قدم به عرصة پایداری نهادند.  در این مجالبرآنیم که با استفاده از مکتب­آمریکایی ادبیّات تطبیقی و روش توصیفی- تحلیلی با تکیه بر رمان«سیرة شجاع» باکثیر و «عشق سالهای جنگ» حسین فتّاحی به تحلیل مقاومت­های زنان مبارز و پایدار وتأثیرعشق در این پایداری به ویژه «سمیّه و نرگس» بپردازیم که نتایج به دست آمده حاکی از تأثیر روحیة اجتماعی و عشق به همسر و وطن در پایداری این دو زن نستوه در ابعاد و جنبه­های مختلف حیات فردی و اجتماعی از جمله مشکلات زندگی شخصی و مشارکت عملی در مبارزات پشت جبهه­است.