تحلیل رمان "البحث عن ولید مسعود" با تکیه برکهنالگوهای یونگ
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه حکیم سبزواری
2 عضو هیأت علمی دانشگاه حکیم سبزواری
doi
10.30479/lm.2019.10429.2780چکیده
یکی از اصطلاحات معروف در روانشناسی یونگ مفهوم کهنالگوها است. کهنالگوها همان تجربیات باستانی موجود در ناخودآگاه جمعی انسانها هستند که به وسیله الگوهای تکرار شونده جلوهگر میشوند. قهرمان، سایه، آنیما، نقاب، نوزایی و... نمونهای از این کهنالگوها میباشند. رمان"البحث عن ولید مسعود" اثر جبرا ابراهیم جبرا، از جمله رمانهای مدرنی است که نویسنده با به کارگیری برخی از کهن الگوهای مذکور توانسته به شیوهی نمادین، مسأله فلسطین و تلاش انسان فلسطینی را برای بازگشت به سرزمین و کسب هویت خود، تبیین نماید. ولید مسعود، قهرمان داستان است که به شیوهی سندباد بحری، سفر خود را از بغداد شروع میکند و با کنار زدن نقاب و ایجاد توازن بین نیروهای درونی و متضاد، به جاودانگی و کمال دست مییابد. به عبارتی این همان فرایند فردیت است که ولید در جهت حرکت به سوی کمالروانی و نوزایی در لباس کهنالگوها، بدان دست مییابد. هدف پژوهش مورد نظر، بررسی کارکرد کهنالگوهای یونگ در این رمان و کمک به خواننده در جهت فهم بهتر محتوا است. پژوهشگران در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به واکاوی کهنالگوها در رمان مورد نظر پرداخته تا مسیر تکامل روانی «ولید» قهرمان داستان را تا مرحلهی (نوزایی) و سعادت (مسعود)، تبیین سازند. نتایج تحقیق نشان میدهد، نویسنده با تسلط بر میراث تمدنی غرب و ادبیات اروپا و دین مسیح توانسته از طریق کاربست کهن الگوهای یونگ، مسأله فلسطین و مبارزات میهنی انسان فلسطینی را به گونهای متفاوت و هنری جلوهگر سازد.