بررسی عاطفۀ حماسی در شعر محمّدرضا شفیعی‌کدکنی (م.‌سرشک)

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور

2 دانشگاه آزاد اسلامی تهران شرق (قیامدشت)

3 عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور

4 آموزش و پرورش

doi
10.22103/jrl.2017.1732
چکیده

عاطفه یا احساس، عکس‌العمل غیر ارادی و احساسی انسان در برابر رویدادهای عالم بیرون است. گاه این عواطف به شکلی توفنده بروز می­یابند که این امر ارتباط مستقیم با روان آدمی و اتّفاقات پیرامونی او دارد. شفیعی‌کدکنی از شاعران برجستۀ معاصر است که در شعر خویش عاطفۀ حماسی را با وسواس و اندیشۀ متعالی پرورش داده‌است. با توجّه به دورۀ زندگی شاعر که عصر جریانات مهم اجتماعی- سیاسی در ایران است، شعر م.­سرشک، محمل عواطف ویژه‌ای شده‌است که به علت نگرش خاص شاعر به مسائل اجتماع، این عواطف به شکلی پویا، هیجان­آفرین، توفنده بیان شده­اند. مضامینی همچون: دعوت مردم به بیداری و رهایی از رخوت، تحریک مخاطبان به از جان‌گذشتگی و شهادت در راه آزادی، ایجاد حسّاسیّت برای شاعران همعصر در قبال وقایع اجتماعی و سیاسی جامعه، امید به آینده و نوید آزادی از مهم­ترین نمودهای بیرونی عاطفۀ حماسی در شعر شفیعی قلمداد می­شوند که در این مقاله به تشریح آن پرداخته­ایم.