بررسی و مقایسۀ پروتوتایپ در رمانهای «زمین سوخته» و «زمستان 62»
نویسندگان
1 مدرس حوزه های استان البرز
2 استادیار
3 دانشیار
doi
10.22103/jrl.2017.1734چکیده
نمونههای اولیهای در زندگی واقعی هر نویسنده وجود دارد که به نوعی ذهن وی را برای آفرینش یک یا چند شخصیّت برمیانگیزد. نویسنده با استفاده از این ابزارها و مواد خام و نیز نیروی تخیّلش دست به خلق کاراکترهای داستانیاش میزند. این پژوهش برآن است تا با روش توصیفی- تحلیلی به تعیین پروتوتایپهای رمانِ «زمستان 62» از «اسماعیل فصیح» و «زمین سوخته» از «احمد محمود» بپردازد. برای رسیدن بدین منظور، ابتدا شخصیّتهای اصلی و فرعی رمانها مشخّص و از لحاظ ساختاری تحلیل میشوند. پس از آن نوع پروتوتایپ مشخّص و در عین حال با هم مقایسه میگردند. برآیند تحقیق نشان از آن دارد که «اسماعیل فصیح» در آفرینش آدمهای داستانیاش در «زمستان 62» از پروتوتایپهای «طبقاتی» و «پروتوتایپ در زندگی خصوصی نویسنده» استفاده نمودهاست. «احمد محمود» در خلق کاراکترهای رمانش در «زمین سوخته» از پروتوتایپهای «طبقاتی» و «تاریخی» بهره بردهاست. هر دو نویسنده در خلق شخصیّتهای داستانیشان از «پروتوتایپ طبقاتی» استفاده کردهاند. با این تفاوت که آنها گروههای مختلف اجتماعی را انتخاب نمودهاند. «فصیح» طبقۀ روشنفکر و تحصیلکرده و «احمد محمود» گروهها و طبقات آسیبپذیر جامعه را در دوران «جنگ» به عنوان پروتوتایپ کلی اثر خود برگزیدهاند. آنها تلاش کردهاند؛ تا در وجود یک یا چند شخصیّت رمان خود، ویژگیهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و روانی این گروهها را به تصویر بکشند.