نگرش معلمان، دانشآموزان و والدین نسبت به استفاده از سوابق تحصیلی در سنجش داوطلبان ورود به دانشگاهها
نویسندگان
1 دانشگاه علامه طباطبائی
2 دانش آموخته سنجش و اندازهگیری دانشگاه علامه طباطبائی
3 دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.48310/itt.2024.17546.1021چکیده
این پژوهش با هدف سنجش نگرش معلمان، دانشآموزان و والدین و همچنین بررسی تفاوت بین نگرش دانشآموزان و اولیا مدارس دولتی و غیردولتی نسبت به استفاده از سوابقتحصیلی در سنجش متقاضیان دانشگاهها صورت گرفت. روش پژوهش «طرح اکتشافی متوالی» - مدل ساخت ابزار - بود. روش پژوهش در بخش کمّی از نوع توصیفی بود. جامعه متشکل از سه زیرجامعه معلمان، خانوادهها و دانشآموزان ذینفع در کنکور سراسری 1402-1403 بود. نمونهگیری بخش کیفی بهروش هدفمند مبتنی بر تنوع حداکثری بود. نمونه متقاضیان کنکور سراسری، معلمان مقطع متوسطه دوم، دانشآموزان داوطلب شرکت در کنکور و والدین دارای فرزند داوطلب کنکور سراسری بودند. حجم نمونه کیفی بهطورکلی 90 نفر بود و دادههای لازم بهوسیله مصاحبههای فردی یا گروهی جمعآوری شد. در بخش کمّی نزدیک به 350 نفر از معلمان و 600 نفر از والدین و 6600 نفر از دانشآموزان به پرسشنامه پاسخ دادند. دانشآموزان بهصورت تصادفی طبقهای غیرمتناسب انتخاب شدند. گردآوری دادههای کیفی به کمک مصاحبه استاندارد و در مرحله کمّی به کمک پرسشنامه محققساخته انجام شد. یافتههای کمّی نشان داد که معلمان بر این باورند اعمال سوابقتحصیلی میتواند تواناییهای شناختی و یادگیری دانشآموزان را ارتقا دهد. بهطورکلی والدین و دانشآموزان نسبت به اعمال سوابقتحصیلی نگرش منفی داشتند؛ والدین معتقد بودند که اعمالسوابق تحصیلی موجب شده است هزینه خانوادهها بیشتر شود، در عینحالکه یادگیری فرزندان افزایش چندانی نشان نمیدهد.نتایج هر کدام از سه زیرگروه مؤید نکاتمثبت و منفی در اعمال سوابقتحصیلی در پذیرش دانشگاه بود که ضروری است مدیران تصمیمگیر نسبت به تقویت نکات مثبت و برطرفکردن نقاط ضعف سوابقتحصیلی بهسرعت اقدام کنند.