فضای روایت از شخصیت پردازی تا درک خواننده: نگاهی به نظریههای ساختارگرایان و پساساختارگرایان
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه شهید چمران اهواز
doi
چکیده
رویکرد تجربی علم جغرافیا به فضا، نظریهپردازان بیشماری را بر آن داشته که به مطالعهی بینا رشتهای این سازه بپردازند. با توجه به این بازنگری، مطالعهی فضا که پیش از این جایگاهی ثانویه نسبت به زمان در روایت داشت، فراتر از روایتشناسی کلاسیک و ساختارگرایانه به روایتشناسی پساساختارگرایانه نیاز دارد. چرا که بازسازی این سازه با توجه به زبان و زمان متن، در ارتباط با تجربهی خواننده از محیط پیرامون، در ذهن وی نمود مییابد. با در نظر گرفتن معدود مطالعاتی که در زمینهی مکان، فضا و جغرافیای ادبی در زبان فارسی صورت گرفته است، منبع قابل ذکری به تمییز نظریه های ساختارگرایان و پساختارگرایان در حیطهی ساختار فضا نپرداختهاست. پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر نظریههای تجربی علم جغرافیا بر این مبحث، ضمن بازشناسی و مقایسهی اصطلاحات ساختارگرایان و پساساختارگرایان، به ترتیب اهمیت نقش شخصیت و خواننده در ساختار فضای روایت را تبیین مینماید.