جویس در برابر جویس: زمان و زمان گریزی در اولیس
نویسندگان
1 دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
رمان مدرن ایرلندی زمان را ماحصل یک برداشت ذهنی سیال از تاریخ، فرهنگ و سیاست کشور ایرلند معرفی می کند. به عبارت دیگر، پیش و همچنین پس ازاستقلال ایرلند، رمان ایرلندی زمان را نه تنها مفهومی غیر خطی انگاشته و سعی در ارایه تعریفی درونگرا و برخواسته از درون ملت دارد بلکه آن را ظرفی قابل تغییر استوار بر برداشتهای فردی معرفی می نماید. بر این اساس، رمان مدرن ایرلندی اغلب بیانگر شکل پذیری پراکنده و غیر خطی قهرمان داستان می باشد که برای نیل به آرمانهای مذکور حلقه های زمانی فرد-محور ایجاد کرده و از تحریف محور زمان دریغ ندارد. نتیجه این کنشها و واکنشها، قهرمانی است که نه تنها تعریفی متمرد از زمان دارد بلکه زمان را در پس حوادث و یا خاطرات آن حوادث جسته و به همین دلیل تاریخ ملی که توسط دولت بر ملت تحمیل می شود را نفی می نماید. در این مقاله، با رجوع به اولیس (۱۹۲۲)[1] اثر جیمز جویس، ظهور و یا عدم ظهور زمان بعنوان عنصر اصلی تکامل قهرمان بررسی می شود. برای نیل به این مقصود، از مفاهیم زمان که توسط فلاسفه دوره متاخره مانند مارتین هایدگر[2]، هنری برگسون[3] و همچنین فیلسوف پسا متاخر آلن بادیو[4]ارایه شده بهره خواهیم جست. برای درک ظهور مفهوم زمان در رمان جویس، آنها را از منظری سیاسی-اجتماعی نیز مورد بررسی قرار خواهیم داد تا خوانشی اجتماعی و ملموس از مفهوم فلسفی زمان در ایرلند و ادبیات آن حاصل شود.[1] Ulysses[2] Martin Heidegger[3] Henri Bergson[4] Alain Badiou