تمایزیافتگی و تفکرارجاعی: نقش واسطه‌ای درماندگی آموخته شده

نویسندگان

1 کارشناس ارشد روان شناسی تربیتی دانشگاه مرودشت

2 کارشناس ارشد روان شناسی تربیتی دانشگاه شیراز

3 استادیار روان شناسی دانشگاه مرودشت

doi
چکیده

مقدمه: پژوش حاضر با هدف پیش‌بینی تفکر ارجاعی  بر اساس تمایز یافتگی خود با واسطه درماندگی آموخته شده در دانشجویان انجام شد. روش: 335 نفر (164 پسر و 176 دختر) از دانشجویان دانشگاه آزاد لار  به روش خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند و پرسشنامه‌های تمایزیافتگی دریک (2011)، پرسشنامه درماندگی آموخته شده کوینلس و نلسون (1988) و پرسشنامه تفکر ارجاعی ارینگ (2010) پاسخ دادند. یافته‌ها:  نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه هم‌زمان مبتنی بر روش بارون و کنی (1986) نشان دادند که واکنش‌سازی عاطفی، هم‌آمیختگی با دیگران و گسلش عاطفی پیش‌بینی کننده مثبت تفکر ارجاعی  و موقعیت من پیش‌بینی کننده منفی تفکر ارجاعی  است. همچنین هم‌آمیختگی با دیگران و گسلش عاطفی، پیش‌بینی کننده مثبت درماندگی آموخته شده و  موقعیت من پیش‌بینی کننده منفی درماندگی آموخته شده بودند. در نهایت درماندگی آموخته شده، در رابطه بین تمایز یافتگی و تفکر ارجاعی  نقش واسطه‌ای را ایفا کرد. نتیجه‌گیری: به این ترتیب که واکنش هیجانی و موقعیت من به‌واسطه درماندگی آموخته شده به ترتیب  پیش‌بینی کننده مثبت و منفی تفکر ارجاعی بودند.