بررسی مولفه‌های اگزیستانسیالیستی در رمان «أنا أحیا» اثر لیلی بعلبکی

نویسندگان

1 دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات عربی دانشگاه حکیم سبزواری

2 عضو هیأت علمی دانشگاه حکیم سبزواری

3 رییس دانشکده الهیات و معارف اسلامی و عضو هیأت علمی گروه فلسفه و حکمت اسلامی

doi
10.30479/lm.2019.9875.2715
چکیده

امروزه ادبیات و به ویژه ادبیات فمینیستی، تحت تأثیر مکتب فلسفی- ادبی اگزیستانسیالیسم، بر هویت برجسته‌ی زنان تأکید می‌کند. این مکتب، دغدغه‌های انسان را، با تمرکز بر اصل تقدم وجود بر ماهیت تحلیل می‌کند و با نفی هرگونه ماهیت از پیش‌تعیین‌شده‌ای بشر را تنها عامل سازنده‌ی سرنوشت خود معرفی می‌نماید. لیلی بعلبکی از فعالان ادبی جنبش فمینیسم و از برجسته‌ترین داستان‌نویسان اگزیستانسیالیست جهان عرب است. او در سرآغاز جوانی با نگارش رمان «أنا أحیا» به شهرت رسید. وی در اثر خود که بازتابی از ایدئولوژی‌هایش در دفاع از جایگاه زنان است از هویت‌یابی، استقلال‌طلبی و تمرد دختر جوانی سخن گفته که با مشاهده‌ی واقعیت-های خانواده و جامعه، در پی شکستن قیود و اثبات استقلال خویش است و می‌کوشد تا هویت خویش را که ناخواسته گرفتار سنت‌هاست، بازیابد. تحقیق حاضر در صدد است تا با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی مولفه‌های اگزیستانسیالیستی این رمان بپردازد. نتایج تحقیق گویای آن است که لیلی بعلبکی تحت ‌تأثیر فلسفه‌ی اگزیستانسیالیسم و به ویژه افکار ژان پل سارتر و سیمون دوبوار، توانسته از آن در جهت انعکاس مسائل زنان در ابعاد مختلف، بهره گیرد.

کلیدواژه‌ها