جست و جوی رگه‌هایی از شاهنامۀ فردوسی در شعر دو تن از شاعران مقاومت افغانستان: محمّدکاظم کاظمی و عبدالسّمیع حامد

doi
10.22103/jrl.2016.1483
چکیده

شعر مقاومت، بخش بزرگی از ادبیّات معاصر افغانستان را می­سازد. این گونه از شعر در جریان سال‌های 1357 تا 1380 خورشیدی در برابر نظام دست‌نشاندۀ شوروی (سابق) در افغانستان و تهاجم ارتش سرخ به آن کشور و نیز در برابر جنگ‌های داخلی و نظام طالبان در داخل و خارج افغانستان پدید آمده است که نه تنها در ادبیّات این کشور بلکه در ادبیّات معاصر فارسی در سطح منطقه نیز درخور اعتنا و بررسی است. پژوهش حاضر بر آن است که به بررسی تأثیر شاهنامۀ فردوسی بر شعر مقاومت محمّدکاظم کاظمی و عبدالسّمیع حامد، دو تن از شاعران افغانستان بپردازد و جلوه‌های گوناگون این اثرگذاری را در آثار آنان نشان بدهد. روش ویژۀ پژوهش، تحلیلی ـ توصیفی است که با تحلیل شواهد درون متنی و مراجعه به منابع کتابخانه‌ای انجام شده است. یافته‌های این پژوهش بیانگر آن است که شاهنامۀ فردوسی در دو بُعد «آرمانی» ـ میهن‌دوستی و آزادی‌خواهی و بیدادستیزی ـ و «واژگانی» ـ کاربرد نمادهای اسطوره‌ای، نام‌های جنگ‌افزارها و واژه های دیگر و تلمیحات و اشارات به داستان‌ها و شخصیّت‌های شاهنامه بر شعر شاعران یادشده تأثیرگذاشته و از این نگاه، شعر آنان در پرورش خودشناسی و خودآگاهی ملّی و تقویّت روحیّۀ حماسی رزمندگان بسیار مؤثر بوده است.