بررسی تحول معنایی واژگان دخیل عربی در زبان فارسی.

نویسندگان

1 دانشگاه بین الملل امام خمینی(ره) - گروه زبان وادبیات فارسی

2 عضو هیأت علمی در گروه زبان وادبیات فارسی دانشگاه بین الملل امام خمینی(ره)

doi
10.30479/lm.2019.9521.2660
چکیده

چکیده: در این مقاله به بررسی تغییر و تحولات واژگان دخیل عربی که در فرهنگ بزرگ سخن بسیاری از آن‌ها ذکر شده‌اند، پرداخته‌ایم. این تغییرات در سطح معنایی توصیف و طبقه‌بندی می‌شود. در حین این انتقال، تعداد زیادی از واژگان عربی با مدلول‌های اصلی و اولیة خود در زبان عربی، وارد زبان فارسی شده و در زبان مردم جاری و ساری گشته‌اند؛ اما معنا و مدلول اولیة خود را از دست داده و معنای جدیدی گرفته‌اند؛ معنایی که در زبان عربی نمی‌توان نشانی از آن‌ها یافت! حال این تغییر و تحول در حوزة معنا یا علل خارج از زبان داشته‌است یا عللی داخل در زبان. در برخی از موارد شاهد تخصیص معنایی واژگان دخیل عربی در زبان فارسی بوده‌ایم و در برخی از موارد گسترش معنایی واژگان دخیل عربی را در زبان فارسی مشاهده کرده‌ایم. ازجمله علل خارجی زبان، تحولات سیاسی و اجتماعی است که با توجه به نیاز جامعه، معنای واژگان را متحول می‌سازند. علت ذهنی از علل داخلی زبان است که یا بر اساس مجاورت دو معنی در ذهن رخ می‌دهد که همان مجاز و انواع آن است؛ یا بر اساس مشابهت دو معنی است که همان مجاز به علاقة مشابهت (استعاره) است. در این مقاله تلاش کرده‌ایم که این دسته از واژگان عربی را موردبررسی قرار دهیم و علل تحول معانی آن‌ها را به روش‌های علمی تبیین کنیم.