بازشناسی مؤلفه‌های راهبردهای یاددهی - یادگیری در آموزش‌وپرورش بر مبنای فلسفة هستی‌گرا

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مطالعات برنامه‌درسی، دانشگاه مازندران، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، بابلسر، ایران

2 عضو هیأت علمی گروه علوم تربیتی، دانشگاه مازندران، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، بابلسر، ایران

3 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

doi
10.48310/itt.2023.3284
چکیده

پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، طراحی راهبردهای یاددهی - یادگیری در آموزش‌وپرورش بر مبنای فلسفة هستی­گرا بوده است روش‌ها‌: رویکرد پژوهش حاضر، کیفی و روش مورداستفاده، مطالعه موردی کیفی است. مشارکت­کنندگان؛ استادان، متخصصان و معلمان آشنا به مکتب هستی‌گرایی بودند که به‌صورت هدفمند با 25 نفر به اشباع نظری رسید. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه­ساختار­یافته و تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از تحلیل مضمون (فراگیر، سازمان­دهنده و پایه) صورت گرفت. به­منظور اعتبار داده­ها در پژوهش حاضر از مسیر ممیزی استفاده شد. یافته‌ها: نتایج به دست آمده در قالب 123 مضمون پایه، 11 زیرمؤلفه، 4 مضمون سازمان دهنده (فضای آموزشی، معلم، دانش­آموز و روش تدریس هستی­گرا) و یک مضمون فراگیر استخراج و طبقه­بندی شدند. زیرمؤلفه­ها شامل؛ فضای آموزشی موقعیت محور و اصیل، اجتناب از فضای استاندارد و قالبی، فضای انعطاف پذیر و همدلانه، تعامل انسانی بین معلم و دانش­آموز و حفظ کرامت ذاتی دانش­آموز، معلم به‌مثابه فردی تسهیلگر و بسترساز، معلم به مثابه­ی فردی مسئول و مثبت­اندیش، اولویت داشتن دانش­آموز نسبت به برنامه درسی و روش، ظرفیت انتخاب­گری دانش­آموز، دانش­آموز به‌عنوان فردی مسئول، اولویت داشتن دانش­آموز نسبت به برنامه درسی و روش تدریس، تنوع روشی بر اساس موقعیت و شرایط، تأکید بر روش­های تعامل محور و انسان­گرا است. نتیجه‌گیری: بر اساس یافته­ها پیشنهاد می­گردد که برنامه درسی نظام آموزشی به‌صورت گام به گام از حالت رفتار­گرا به سمت برنامه درسی هستی­گرایانه تغییر جهت دهد.