فریدریش ‌‌‌روکرت: مترجم ‌صورت‌محور ‌یا معنا‌محور

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

doi
چکیده

در ‌طول تاریخ‌ ادبیات ‌همواره شاهد آن بوده‌ایم­ ‌که یک شاهکار‌ ‌ملی ادبی‌ به مدد فرآیند ترجمۀ خوب، مرزهای‌ زمانی و ‌مکانی را درمی‌نوردد و ­شاهکاری ­جهانی ­می­شود. در جهانی‌‌شدن یک اثر ادبی نقش مترجم اگر در حد آفرینشگر اثر نباشد، کمتر از او نیست. مترجم با ترجمه‌‌ای سلیس و روان ‌بستر مناسب برای جهانی‌‌شدن یک اثر ادبی را مهیا و خوانندگان دیگر ملل را با آثار شاعران و نویسندگان جهان آشنا می­سازد. فریدریش روکرت ‌از ‌جمله شاعران و مترجمان بنام ‌آلمانی‌‌زبان‌ است که‌ توجهی ‌خاص به ادبیات شرق، بخصوص ادبیات ­کلاسیک فارسی، داشته است. روکرت ‌با ‌بهره­گیری از قریحه ‌و‌ ذوق ­ادبی و استعداد علمی ‌قسمت اعظمی از اشعار شاعران برجستۀ ادبیات­کلاسیک فارسی را به ادبیات جهان معرفی­ کرده و تلاش­هایش در گنجینۀ‌ ادبی زمان به یادگارمانده ­است. درخصوص فرایند ترجمۀ متون ادبی نظریه­‌ها و تئوری‌های متعددی مطرح شده­ ‌که ‌علی‌رغم ‌تفاوت در این نظریه­ها، مشترکات فراوانی بین آنها یافت می‌شود. بخش ‌اول این مقاله به تعریف ترجمه و نظریه‌های مطرح‌شدۀ ترجمۀ‌ متون ­ادبی ‌اختصاص یافته ­است. در بخش دوم، ترجمه­های روکرت از اشعار سعدی بطور اخص و اشعار حافظ و مولانا (بصورت موردی) به لحاظ محتوای پیام (افزایش،­کاهش یا ­تغییر در پیام) و ساختار ­پیام ‌از ‌منظر ترجمۀ ‌معنامحور و صورت‌محور بررسی می­شود. با عنایت به‌ ‌اینکه روکرت مترجم، شرق‌شناس و شاعری تواناست ‌و ترجمه­هایش ‌به‌‌لحاظ ­رسایی در نقل معنا و مضامین شعری از اهمیت خاصی برخوردارند، نویسنده در پی ­پاسخ این پرسش است: آیا روکرت به‌خاطر ‌قریحۀ شاعری و توانایی در حوزۀ ادبیات با روش "طبیعی‌سازی" و ­استفاده از الگوهای کاربردی زبان مقصد به بر­گردان‌ ‌و ‌بازسرایی اشعار فارسی در قالب زبان آلمانی پرداخته تا ترجمه­هایش فارغ از بافت ­کلامی، برگردان روح و جوهرۀ کلام شعرای ادبیات­ کلاسیک ‌ایران‌ باشد.