بررسی‌ تطبیقی‌‌‌ مفهوم‌ شهو‌د‌‌ ذات‌ در دیدگاه‌‌ حسین‌‏‏بن منصور‌ حلّاج و‌ رالف والدو امرسون در پرتو‏ ایده‏‌‌‌آلیسم‌‌ افلاطون

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز

2 دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی

doi
چکیده

فلسفه استعلایی امرسون، که در آن هستی و بشریت دخیل هستند، با تجلّی «اَبَر روح» و مضمون وحدت با ذات مطلق در انأالحق حلّاج همسو ‌است. علاوه بر این، اندیشه هستی‌شناسی و لاهوت‌گرایی افلاطون، تأمّل عمیق ذات و ارتباطات هستی را به گونه‌ای ایجاب می‌کند که شخص قادر به شهود ذات مطلق باشد؛ شهود ذاتی که ‌حقیقت موجودات ملبّس به هستی را آشکار ساخته و توجّه ما را به ذات بنیادین معطوف می‌نماید. در عین حال، تعریف افلاطون از مطلق، برحسب تئوری فرم و مُثُل، راه را برای پذیرش جهانی تصوّف توسط پیروان آن می‌‌گشاید. برای درک شهود ذاتی نیاز مبرمی به یافتن زبان مشترک (زبان فطرت) میان فرهنگ‏های گوناگون احساس می شود. تحقیق حاضر با اعتقاد به اینکه خیر افلاطونی در قالب ایده‌آلیسم عرفانی وصول به چنین زبان مشترکی را محقّق ‌می‌سازد، کار خود را آغاز نمود. سپس در یک بررسی تطبیقی‌ آرای حلّاج و امرسون مشاهده‌ شد که این دو صوفی با وجود تفاوت‏های زبانی، فرهنگی و فرقه‏ای‌ به علّت تفکّر آرمان‌گرایانه مشابهت‌‏های حیرت انگیزی دارند که نشانگر پیوند عمیق‌ فکری- فلسفی ایشان است و این دو از طریق لاهوت‌‏گرایی افلاطونی در مسلک عرفانی به هم پیوند ‌می‏یابند و همدل می‏شوند.