واسازی تاریخ و نمایش قدرت در نمایشنامه ی هنری چهارم

نویسندگان

1 دانشگاه تهران

2 دانشگاه کردستان

doi
چکیده

مطالعه­ی حاضر بر آن است خوانشی را بر اساس رویکرد ماتریالیسم فرهنگی از نمایشنامه­ی هنری چهارم، بخش اول اثر ویلیام شکسپیر ارائه کند. یکی از اهداف ماتریالیسم فرهنگی برجسته نمودن آن دسته از صداهای سرکوب­ شده و به حاشیه رانده شده­ای است که مشروعیت و یکپارچگی گفتمان­های غالب را از درون تهدید کرده و به چالش می­کشند. بر همین اساس، مطالعه­ی حاضر هاتسپر را به عنوان یکی از نمایندگان این دسته از صداهای مخالف معرفی می کند. هاتسپر از طریق شورش خود علیه هنری چهارم، مشروعیت گفتمان رسمی و ایدئولوژیک عصر خود موسوم به الوهیت شاهان را، که در روزگار شکسپیر رایج و متداول بوده است، مورد چالش قرار می­دهد. هاتسپر با به زیر سؤال بردن این مفهوم، تردید خود را در مورد برحق بودن هنری چهارم که سلطنت خود را نه از طریق خواست و فرمان الهی که از طریق نیرنگ و فریب به دست آورده است ابراز می­نماید. گرچه در پایان نمایشنامه هاتسپر توسط رقیب خود ولیعهد هری کشته می­شود، اما با سرکشی و نافرمانی خود نظام­های ایدئولوژیک و سیاسی روزگار خویش را به چالش کشانده و مقبولیت گفتمان­های غالب را زیر سؤال می­برد.