سازه‌گرایی چهارچوبی مفهومی برای تحلیل مواضع راهبردی عربستان سعودی در خاورمیانه(با تأکید بر سوریه و بحرین)

نویسندگان

1 استادیار، عضو هیئت علمی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، واحد رفسنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، رفسنجان، ایران

2 استادیار، عضو هیئت علمی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، واحد رفسنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، رفسنجان، ایران

3 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، واحد رفسنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، رفسنجان، ایران

doi
10.30479/psiw.2018.1556
چکیده

بیداری اسلامی به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر روی کشورهای منطقه خاورمیانه و به‌طور اخص کشورهای عربی شمال افریقا و غرب آسیا تأثیرگذار بوده است. عربستان سعودی بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کشور عربی غرب آسیا با این موضوع درگیر بوده است. عربستان سعودی این تحولات را در تضاد با ثبات استراتژیک منطقه‌ای خود تفسیر کرده و ضمن برداشت تهدید از این تحولات مصمم به حفظ وضع موجود در برخی نقاط و تغییر ساختار قدرت در نقاط دیگر بوده است. در این پژوهش سعی شده با بهره‌گیری از نظریه سازه­گرایی مواضع عربستان را در خصوص بهار عربی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار دهد. در این راستا می‌توان به اتخاذ رویکردهای هویتی با نگاه‌های سلبی و ایجابی اشاره کرد که به رویکردهای تعارض هویتی منجر شده است، این رویکرد هویتی در شکل ایجابی در بحرین سعی در حفظ وضع موجود و ثبات حکومت آل خلیفه را به‌عنوان متحد راهبردی قرار داده است، و در شکل سلبی در سوریه به دنبال تغییر وضع موجود و ساختار قدرت است و نهایتاً تغییر موازنه قدرت با رقیب منطقه‌ای خود یعنی ایران است. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اسناد موجود، در قالب یک روش توصیفی-تحلیلی درصدد بررسی نقش مؤلفه‌های هویتی نظیر عربیت، وهابیت و اسلامیت روی سیاست خارجی عربستان سعودی در منطقه خاورمیانه بعد از بیداری اسلامی است.