تاملی بر کارکرد عنصر زمان در رمان همه چیز فرو میپاشد اثر چینوا آچیبه
نویسندگان
1
doi
چکیده
مان همه چیز فرو میپاشد اثر چینوا آچیبه، نویسنده و منتقد نیجریایی، از تاثیرگذارترین آثار ادبیات پسااستعماری است. این رمان در تقابل با گفتمان استعمار و با دو هدف عمدۀ ارائۀ تصویری واقعگرایانه و اصیل از آفریقای تحت سلطه و نمایش ابعاد مخرب ورود استعمارگران به رشتۀ تحریر درآمده است. جستار پیشرو، با استمداد از روایتشناسی ژرارد ژنت که مشتمل بر سه سطح داستان، متن و روایت است، بدین پرسش اساسی پاسخ میدهد که چگونه آچیبه عنصر زمان را در راستای برجستهسازی دو هدف یاد شده به خدمت میگیرد. از آن جا که ژنت توجه خود را صرفاً به لایۀ متن معطوف کردهاست، این پژوهش از روایتشناسی سیمور چتمن جهت استخراج لایۀ داستان در رمان سود میبرد. دستیابی به لایۀ داستان جهت مقایسۀ دو سطح داستان و متن ضروری است. در این راستا، ابتدا عنصر زمان از نظرگاه ژنت با سه محور نظم، تداوم و بسامد و نیز واحدهای سازندۀ داستان از نظرگاه چتمن ارائه میشود تا با مفاهیم مورد نظر آشنایی حاصل شود. در ادامه با استناد به بخشهایی از رمان، کارکرد زمان در راستای دو هدف نویسنده شرح داده میشود. این پژوهش، نشان داد دو هدف متمایز آچیبه در هر یک از دو بخش رمان، نه تنها تداوم و نظم ارائۀ مواد داستان را تحت تاثیر قرار میدهد، بلکه شکلگیری داستان را در معنای سلسله رویدادهای دارای رابطۀ منطقی، نیز به تاخیر میاندازد. رمان به لحاظ بسامد، تفاوتی را در دو سطح داستان و متن نشان نمیدهد.