هویت و مهاجرت از دیدگاه میلان کوندرا
نویسندگان
1
doi
چکیده
چکیده کوندرا در رمان هایش دنیایی ترسیم می کند سرشار از تفکر و پرسش. این تفکرات همواره پیرامون انسان و هستی او و به نوعی سرگشتگی و سختی بودن در این جهان شکل گرفته اند. در این مقاله نگاهی داریم به مضامینی که در آثار کوندرا از رمانی به رمان دیگر تکرار می شوند، تا مشخصات و ویژگی های بارز رمان های او را برجسته سازیم. مفاهیم هویت و مهاجرت و تاثیری که یکی از دیگری می پذیرد، مفاهیمی هستند که کوندرا با پردازش شخصیت هایش آنها را می پروراند تا از این رهگذر به شناختی کلی از انسان دست یابد.یکی از مسائل بنیادینی که کوندرا در رمان هایش پی می گیرد، مسئله مفهوم هویت، چگونگی شکل گیری آن و دگرگونی های آن است که در هر رمان به گونه ای متفاوت خودنمایی می کند. در این مقاله با تکیه بر رمان جهالت، هویت شخصیت های مهاجر در کشور مادری و در کشور میزبان، مورد مطالعه قرار خواهد گرفت و مسئله مهاجرت ناگزیر که احساسات گاه متناقضی را در شخصیت ها بر می انگیزد، بررسی خواهد شد.