تدوین مدل ساختاری اهمالکاری و ذهنآگاهی با تأکید بر نقش میانجی تواناییهای شناختی دانشآموزان مقطع دوم متوسطۀ شهر کرمانشاه در سال 1401
نویسندگان
1 استادیار گروه روانشناسی و علوم تربیتی- دانشگاه پیام نور- ایران- تهران
2 استادیار گروه روانشناسی و علوم تربیتی- دانشگاه پیام نور- تهران- ایران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی- دانشگاه پیام نور- تهران- ایران
doi
چکیده
چکیدهموضوع یادگیری، همواره یکی از دغدغهها و مسائل مهم پیشروی پژوهشگران، صاحبنظران و مربیان بودهاست. متغیرهای بسیاری اثرات مثبت و یا منفی در یادگیری و فرایند آن ایفا میکنند. اهمالکاری بهعنوان یکی از این متغیرها جایگاه ویژهای در یادگیری دانشآموزان دارد. در همین راستا این پژوهش با هدف بررسی تدوین مدل ساختاری اهمالکاری و ذهنآگاهی با تأکید بر نقش میانجی تواناییهای شناختی دانشآموزان مقطع دوم متوسطۀ شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1400-401 انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی و همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعۀ آماری مورد مطالعه شامل کلیۀ دانشآموزان مقطع متوسطۀ دوم شهر کرمانشاه بود که به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای تعداد 379 نفر آنها انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای استاندارد اهمالکاری تاکمن (1991)، ذهنآگاهی بائر و همکاران (۲۰۰۶) و مهارتهای شناختی نجاتی (1392) استفاده شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و مدل معادلات ساختاری تحلیل و نتایج بهدستآمده نشان میدهد اهمالکاری دانشآموزان تابعی از تواناییهای شناختی و ذهنآگاهی آنان است. همچنین نتایج نشان از این دارد که تواناییهای شناختی قادر است تا بر رابطۀ میان اهمالکاری و ذهنآگاهی دانشآموزان تأثیرگذار باشد؛ یعنی اهمالکاری متأثر از ذهنآگاهی و تواناییهای شناختی قرار میگیرد و درنتیجه ذهنآگاهی بالا و توانایی شناختی مطلوب بهبود مییابد. بر همین اساس میتوان یافتههای پژوهش را در جهت بهبود اهمالکاری دانشآموزان بهکار گرفت و با آموزشها و دورههای تکمیلی برای والدین و دانشآموزان در بهبود و کنترل این متغیر گام برداشت.