استعاره شناختی و چگونگی نمود آن در قصیدة «علی بساط الریح» اثر فوزی معلوف
نویسندگان
1 دانشگاه مازندران
2 دانشگاه مازندران
doi
چکیده
استعاره مقولهای است که امروزه بیش از گذشته، نگاه نظریهپردازان مختلف را بویژه در حیطة شناختی به خود معطوف ساخته است. آنچه در استعاره مهم است، تعیین الگویی است که بتواند در درک معنای آن به وضوح مؤثر باشد. در این پژوهش، استعاره از نگاه نو، با تأکید بر استعاره مفهومی- که نخستین بار جورج لیکاف و مارک جانسون مطرح کردند- بررسی شده است و طرحوارههای تصوری آن؛ یعنی ساختهای مفهومی که بر اساس تجربیات مختلف شکل میگیرد، در قصیدة «علی بساط الریح» از فوزی معلوف، یکی از شاعران اثر گذار ادبیات مهجر تحلیل و این نتیجه حاصل شد که شاعر در بخشهایی متعدد در این قصیده، از استعاره بهره گرفته است و با استفاده از طرحوارههای مختلف تصوری از جمله حرکتی، قدرتی، حجمی و جهتی یا استعاره فضا مدار به برجستهسازی بخشهایی از شعر که مورد توجه او بوده، پرداخته است.