تجربهی تنآوری بیهدف (ژست) در آثار نمایشی ریچارد فورمن
نویسندگان
1
doi
چکیده
تئاتر فورمن نوشتاری است بر و از بدن که در آن نشانهها و رمزگان نظام قدرت با رویکرد ابزاری و عملکردجویانه از بدن به چالش کشیده میشود. قدرت با شعارهایی مانند مراقبت از بدن و مقدّس شماردن زندگی، انسان را در معرض تنآوریهایی کارکردگرا و هدفمند قرار میدهد، یا به بیان دیگر، بدن را ابزاری با هدف خاصّ بودن و زیستن برای قدرت تعریف میکند. امّا فورمن چنین تکریم بدن را، مزیّن کردنش به نشانهها، رفتارها و ساختهای تحمیلی و بیمحتوا میداند. در واکنش به چنین رویکرد ابزارمحور، میتوان آثار فورمن را از منظر نظریهی «ژست» یا بدن «بیهدف» آگامبن مورد بررسی قرار داد. ژست در بدن بازیگران فورمن به شکل جدایی صدا از تن رخ میدهد، صدایی که در پس بلندگوها هزار چهره مییابد و بازیگر را در سکوت فرو میبرد. تن بیصدا و سکوت تن ایستادگی برابر بدن کلاممحور و موزون است. ژست را همچنین میتوان در تکنیکهای سینمایی تئاتر فورمن یافت که به واسطهی آن بدن نوعی از بیفرمی را تجربه میکند. فورمن بدنش را به دست لنز دوربین و نماهای بسیار نزدیک میسپرد تا تجربهای متفاوت از تنآوری برای تماشاگران به ارمغان آورد. در حقیقت، سینمایی کردن تن، آن را به عرصهای برای نوسازی و بازسازی تبدیل میکند؛ هنجارهای حرکتی و ادراکی را پس میزند؛ از بودن در بالقوگی لذّت میبرد؛ در آخر، ابزاری بیهدف میشود برای نابودی ساختهای قدرت.