رویکرد انضمامی به قانون اساسی در ایدئالیسم مطلق هگل

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

2 استاد گروه حقوق بین الملل عمومی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

3 استاد گروه حقوق عمومی و بین الملل دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

doi
10.22054/qjpl.2024.77431.2962
چکیده

رویکرد انضمامی به مفاهیم، از ویژگی‌های اصلی فلسفه هگل است. در دیدگاه هگل مفهوم انضمامی بر افراد خود تقدم دارد و آنچه موضوعیت دارد ایده یا مفهوم تحقق یافته است، در حالی که مفهوم انتزاعی از طریق بازنمایی ذهنی و عملیات انتزاع نسبت به امور محقق شکل می‌گیرد و محتوای خود را به مثابه امری پیشینی می‌گیرد که اساسا ساکن و جامد است. مفهوم قانون اساسی در نظام فکری هگل امری انضمامی است و به‌عنوان اصول اساسی آخرین مرحله از سیر تکامل روح در تاریخ یعنی دولت، متعین می‌گردد. بر اساس نظر هگل هر نوع تعریف انتزاعی و پیشینی از قانون اساسی یک وجهی و خالی از حقیقت است و قانون اساسی را به مثابه یک وجود ناپایدار و تصادفی مطرح می‌کند. بنابراین باید مفهوم قانون اساسی را از متن پدیدارشناسی روح استنتاج نمود. رویکرد انضمامی هگل به مفهوم قانون اساسی از تلقی متعارف در حقوق اساسی فاصله می‌گیرد و آثار مهمی دارد؛ هدف این مقاله اثبات این مطلب است که قانون اساسی به مثابه روح ملت یک امر ساختگی و مصنوع نیست و پرسش از اینکه چه کسی قانون اساسی را تدوین کرده بی‌معنا است و همچنین تحمیل قانون اساسی بر یک ملت مردود است.