کاربرد سنجش از دور در شناسایی گسل ها، دگرسانی ها و کشف رابطه میان لیتولوژی و پوشش گیاهی درمنطقه سیاه بیشه (مازندران )
نویسندگان
1 دانشیار گروه سنجش از دور ,و GIS، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشیار گروه زمین شناسی، دانشکده علوم زمینف دانشگاه شهید بهشتی
3 مربی گروه سنجش از دور ,و GIS، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی
4 دانشجوی دکترای رشته زمین شناسی اقتصادی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
منطقه سیاه بیشه با وسعتی در حدود 90 کیلومتر مربع، در 40 کیلومتری جنوب شهرستان آمل قراردارد و بر اساس تقسیم بندی زون های ساختاری زمین شناسی در زون البرز مرکزی واقع شده است. با وجودی که قسمت اعظم منطقه مورد مطالعه را سنگ های آندزیتی یا بازالتی ، دیاباز و آذرآواری های کرتاسه فوقانی تشکیل می دهد ولی به دلیل ساختارهای تکنونیکی ، فرسایش و در نتیجه تشکیل پوشش گیاهی شناسایی آن ها دشوار است؛ علیرغم این پوشش گیاهی به دلیل تبعیت از تخلخل و قابلیت نفوذ پذیری سنگ ها شاخص مناسبی برای شناسایی واحدهای لیتولوژیکی است. در تحقیق حاضر روش های مختلف پردازش تصویر نظیر ترکیب رنگی کاذب، تصاویر نسبتی ،آنالیز مولفه های اصلی انتخابی (تکنیک کروستا) و فیلترهای آشکار ساز لبه بر روی باندهای 1 تا 5 و باند 7 تصاویرETM+ با قدرت تفکیک 30 متر به کار گرفته شد. در این میان تکنیک کروستا جهت تعیین زون های آلتراسیون و فیلترهای آشکارساز لبه برای استخراج روند خطواره ها از موفق ترین فنون پردازش تصویر تشخیص داده شد. نتایج این تحقیق نشان دادند که روش های مختلف پردازش داده های ماهواره ای لندست ETM به همراه مطالعات صحرایی روش بسیار موفقی برای شناسایی پوشش گیاهی ، سنگ ها، دگرسانی ها وگسل هاست.