کاربست اصول حل ‌مسئله در دادگاه‌های کیفری ایران؛ چالش‌ها و راهکارها

نویسندگان

1 قاضی دادگستری، دکتری حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 دانشیار گروه حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ‌ایران

doi
10.22106/jlj.2020.104975.2639
چکیده

دادگاه‌های حل مسئله با ساختاری مستقل و تخصصی و با هدف برطرف کردن مشکلات زیربنایی مجرم، اصلاح و درمان وی، حل‌ مشکلات بزه‌دیده، مشکلات ساختاری نظام عدالت کیفری و مشکلات اجتماعی جامعه و نتیجتاً کاهش نرخ تکرار جرایم در برخی کشورهای کامن‌لا تأسیس شدند. اما به علت درصد کم پرونده‌های مورد رسیدگی در دادگاه‌های مزبور به نسبت دادگاه‌های سنتی، و با هدف افزایش کمی موفقیت‌های دادگاه‌های حل مسئله، تئوری اعمال برنامه‌ها و اصول حل مسئله در بطن دادگاه‌های سنتی مورد توجه قرار گرفت. این مقاله با رویکرد پژوهش کیفی، ابتدا ضرورت توجه نظام قضایی به رویکرد حل مسئله و سپس چالش‌ها و راهکارهای کاربست اصول و شاخص‌های رویکرد حل مسئله را در دادگاه‌های کیفری سنتی ایران مورد بررسی و تحلیل قرار می‌دهد. یافته‌های تحقیق حاکی است که برخی اصول مانند لزوم تغییر گفتمان فلسفی و سنتی در مورد نقش قاضی، دادستان و وکیل، اساس پذیرش این رویکرد در دادگاه‌های سنتی بوده که به سختی قابلیت انتقال را دارد و افزایش تعامل بین قاضی و متهم از آسان‌ترین آن‌ها است. لیکن محدودیت‌های متعدد مالی، آموزشی، پرسنلی و... موانع جدی در راه اعمال سایر اصول و اثربخشی این رویکرد ایجاد می‌نماید. نتایج عینی حکایت از آن دارد که اعمال اصول و شاخص‌های مزبور می‌تواند به افزایش «کیفیت» و «اثربخشی» رسیدگی و کاهش نتایج غیردرمانی دادرسی کیفری کمک شایان توجهی نماید.