نقش واسطه ای جهت گیری هدف در رابطه بین هوش عاطفی با عملکرد تحصیلی دانش آموزان دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر کامفیروز
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان،فارس، ایران
doi
چکیده
هدف از پژوهش حاضر نقش واسطهای جهت گیری هدف در رابطه بین هوش عاطفی با عملکرد تحصیلی دانشآموزان بود. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی بوده که برای انجام آن روش توصیفی- همبستگی استفاده شد. جامعه آماری شامل همه دانشآموزان دوره متوسطه اول کامفیروز نفر بودند. برای تعیین حجم نمونه با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چند مرحله ای تعداد 150 دانش آموز انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل 3 پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور، جهت گیری هدف بوفارد و همکاران، هوش عاطفی بارآن بود که روایی و پایایی ابزار مورد تایید قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از شاخصهای آمار توصیفی میانگین و انحراف معیار و از روشهای آمار استنباطی، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون مدل میانجی گری چندگانه با استفاده از برنامه آماری پریچر و هیز استفاده گردید. نتایج نشان دهنده آن است بین هوش عاطفی با عملکرد تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد. بین جهت گیری هدف با عملکرد تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد دارد. هوش عاطفی با جهت گیری هدف رابطه معنادار دارد. جهت گیری معطوف به عملکرد پرهیزی در رابطه بین هوش عاطفی و عملکرد تحصیلی نقش واسطهای ایفا میکند.