بنیانهای انسانشناختی سیاست خارجی امام خمینی (ره)
نویسندگان
1 استادیار گروه انقلاب اسلامی و اندیشه سیاسی در اسلام، دانشکده معارف و اندیشه اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/matin.2021.235502.1701چکیده
انسان پایه و زمینه و اساس نظریههای علوم انسانی و اجتماعی است. به همین ترتیب با وضوح بیشتری میتوان توجه به انسان و ماهیت او را بنمایه نظریههای سیاست خارجی و روابط بینالملل دانست. با وجود غفلت از انسان و جایگاه او در بخش مهمی از عصر سیطره نظریههای ساختارگرایی، با احیای حوزه مطالعاتی تحلیل سیاست خارجی بار دیگر اهمیت پرداختن به انسان در نظریههای سیاست خارجی و روابط بینالملل موردتوجه قرار گرفت. در آثار مهم این حوزه میتوان توجه به ابعاد و وجوه مختلف انسان را دید.در اندیشه امام خمینی انسان جایگاه کانونی و محوری دارد. به نظر میرسد انسان و ماهیت او، بنمایه بسیاری از افکار و اندیشههای او و به شکل خاص در حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل را شکل میدهد و هدف این پژوهش تحلیلی از این منظر به دیدگاه ایشان در سیاست خارجی است. برخلاف نظریههای سیاست خارجی و روابط بینالملل که میخواهند دیدگاه ایشان در سیاست خارجی را از منظر قالبهای نظری خویش تحلیل کنند. با این وصف سؤال اصلی پژوهش این است که با تکیهبر چه مفهوم انسانشناختی میتوان به اندیشه امام در سیاست خارجی پی برد؟ به نظر میرسد در اندیشه ایشان فطرت و احتجاب فطرت دو مقوله بنیادی در فهم ایشان از انسان و ماهیت جوامع و نظام بینالملل است. از این زاویه ایشان بهعنوان یک متفکر صدرایی یک سطح تحلیل خرد و انسانشناختی را اتخاذ و با ادامه این روند و تزریق و تسرّی آن به سطح جامعهشناختی به بحث در باب انواع جوامع، ماهیت جوامع و نظم حاکم بر نظام بینالملل میپردازد.