بازخوانی نقادانه نظریه همدلی مارتین هافمن

نویسندگان

1 استادیار گروه تربیت، پژوهشکدة اخلاق و معنویت، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، ایران.

doi
10.30487/jcp.2024.377788.1520
چکیده

نظریه همدلی مارتین هافمن از جمله نظریات هیجان‌محور در روان‌شناسی اخلاق است. او همدلی را به عنوان هیجانی تعریف می‌کند که بیش از آن که با وضعیت خود شخص تناسب داشته باشد، با وضعیت طرف مقابل تناسب دارد. این حالت هیجانیِ نیابتی، در بافت شناختی «تمایز خود از دیگری» رشد کرده و از گریه واکنشی نوزادان شروع شده و مراحل پنج‌گانه را تا همدلی فراتر از موقعیت طی می‌کند. هافمن معتقد است پریشانی همدلانه می‌تواند با میانجی‌گری «احساس گناه»، منشأ انگیزش اخلاقی باشد. هافمن یک نظریه جامع اخلاقی مبتنی بر همدلی را پیشنهاد می‌کند. وی همدلی را یک هیجان خودکار تصویر می‌کند که توسط عوامل متنوعی تحریک می‌شود. اما شواهدی که با مطالعات تجربی بعدی به دست آمدند، نشان دادند که همدلی هیجانی نیست که همیشه خودکار و خارج از کنترل فرد واقع شود، بلکه تحت تأثیر فرایندهای شناختی،‌ آمادگی ذهنی و پیشینه زندگی و حرفه‌ای شخص تحریک شده یا بازداری می‌شود. همچنین مطالعات حاکی از این است که صحت همدلی انسان‌ها پایین‌تر از آن است که خود تصور می‌کنند. به عبارت دیگر، انسان‌ها گاه بجای همدلی واقعی، حالات هیجانی خود را برون‌ریزی می‌کنند. در نتیجه می‌توان گفت نظریه همدلی هافمن برای این که بتواند واقعیت را بهتر توصیف و تبیین کند، نیازمند تکمیل شدن با متغیرهای تعدیل‌کننده است.