تحلیل پیامدهای فضایی ادغام روستایی در شهر (مورد مطالعه: روستای ملکش در شهر بجنورد)
نویسندگان
1 دانشیار گروه جغرافیای انسانی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
3 استاد گروه جغرافیای انسانی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
4 استادیار گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران.
doi
10.22034/jpusd.2025.493060.1329چکیده
پدیده ادغام روستاها در شهر، که در برخی مناطق بهعنوان دهکدههای شهری شناخته میشود، ناشی از شهرنشینی سریع و توسعه بیبرنامه شهری است. این ادغام اغلب پیامدهای متنوعی را در حوزههای زیستمحیطی، کالبدی، اقتصادی و اجتماعی به همراه دارد. پژوهش حاضر به تحلیل پیامدهای فضایی ناشی از ادغام روستای ملکش در شهر بجنورد پرداخته و این موضوع را در چارچوب تعاملات بین دو نظام سکونتگاهی شهری و روستایی بررسی کرده است. برای این منظور، از تحلیلهای آماری و فضایی بهرهگیری شده است. در این تحقیق، دادههای مربوط به شاخصهای منتخب در محدوده بافت روستایی و شهری تجمیع و بهصورت فضایی تحلیلشدهاند. روشهای آماری مورداستفاده شامل آزمون t، همبستگی پیرسون، آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، تحلیل لکههای داغ و سرد و شاخص موران بودهاند. نتایج نشان میدهد که پیامدهای کالبدی و فضایی ادغام این روستا در دو سطح بررسیشده است: تأثیر مورفولوژی زراعی و باغی روستا بر گسترش شهری و چالشهای ناشی از تقابل بافت روستایی و شهری. هستههای روستایی علاوه بر کمک به هویتسازی در بافت جدید شهری، به دلیل توسعه غیرمنظم و تأثیر ساختار فضایی مورفولوژیهای زراعی و باغی، باعث شکلگیری بافتهای نامنظم و نفوذناپذیر شدهاند. این نفوذناپذیری، همراه با جمعیتپذیری و تراکم ساختمانی بالای شهر بجنورد، مشکلاتی مانند ترافیک و موانع امدادرسانی در مواقع بحران را به وجود آورده است. همچنین، تقابل بافت شهری و روستایی، تعادل کالبدی-فضایی را در منطقه بر هم زده و کانونهای ناهمگونی ایجاد کرده است. براساس تحلیل لکههای داغ و سرد و شاخص موران، تأثیر عوامل کالبدی بیش از سایر ابعاد بوده و این عوامل نقشی کلیدی در روند ادغام روستا به شهر ایفا کردهاند.