جایگاه تاریخی عروسک در فرایند شکل‌گیری دگرخود انسانی

نویسندگان

1 دکترای پژوهش هنر، دانشکده پژوهش‌های عالی هنر و کارآفرینی. دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران.

2 استادیار گروه پژوهش هنر دانشکده پژوهش‌های عالی هنر و کارآفرینی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران.

3 استادیار گروه عمومی و معارف اسلامی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.30487/jcp.2023.336244.1404
چکیده

این پژوهش تلاش دارد نقش عروسک را در فرایند پیوند خود با دگرخود در روان انسان پی‌جویی کند. ماهیت نمادین رابطه بین دارندگان عروسک و خود عروسک‌ها، دارای این پیام است که سرگرمی با عروسک، فراتر از یک رفتار زیبایی‌شناختی بوده و با نیازها و کاستی‌های روحی دارندگان عروسک در پیوند است. با بررسی ژرف کنش‌های روحی انسان و کارکردهای گوناگون عروسک، می‌توان دریافت که عروسک‌ها در گذر تاریخ بازتاب و تداوم فرایند پیوند خود و دگرخود برای انسان‌ها بوده‌اند. این مفهوم را می‌توان همانند عبور طیف‌های فرایند یادشده از روان انسان دانست که در نهایت، همة اشکال «من» و «دگرخود»، در صورت‌هایی موجود، آرمانی یا خیالی تجسم می‌یابند. اطلاعات این موردکاوی کیفی به شیوة اسنادی و میدانی داده‌اندوزی شده و‌ از طریق فیش‌برداری نظم یافته‌اند. خوانش یافته‌ها با روش توصیفی­ تحلیلی آشکار می‎سازد که عروسک‌های سنتی و قومی ایرانی دست‌کم به سه شیوه برای دارندگانشان به دگرخود بدل شده‌اند: شخصیت آرمانی (مثلاً کارکرد عروسک‌های بهیک و لیلی، لال، گولِن و گورِکِن و باز)، جان‌بخشی (همچون کارکرد عروسک‌های چهل‌گیس و پنبه‌ای)، و فدیه یا بلاگردانی (مانند کارکرد عروسک چوبی، بازنده و ابودردا).