بررسی تحول مفهوم مصلحت در فقه سیاسی معاصر شیعه با تأکید بر امام خمینی (ره)
نویسندگان
1 استادیارگروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد اندیشه سیاسی در اسلام دانشگاه بوعلی سینا،همدان ،ایران
doi
10.22034/matin.2021.234508.1695چکیده
این مقاله در پی آن است که نشان دهد چگونه تحول معنایی یک مفهوم میتواند مسیر حرکت جامعه را به سمتی خاص جهت داده و هدایت کند. مفهوم مصلحت که تا قبل از انقلاب اسلامی، بهصورت تئوریک و در چهارچوب احکام ثانویه مطرح بود، بعد از انقلاب اسلامی با استفاده از سازوکار اجتهاد و فقه پویا، به دنبال ارائه راهحل مناسب، برای مسائل نوظهور، در قالب نهادی به نام مجمع تشخیص مصلحت نظام، خود را نشان داد. این دگردیسی در مفهوم مصلحت، از ابداعات امام خمینی بود که حکومت را از احکام اولیه اسلام و مقدم بر احکام فرعی میدانست. سؤال مقاله این است که چگونه تحول معنایی یک مفهوم میتواند منجر به شکلگیری ظرفیتهای جدید برای آن مفهوم شود؟ در پاسخ بیان میشود که تحول معنایی مفهوم مصلحت از معنای اولیه آن را بهگونهای متحول ساخته است که مبنای تئوریک و نهادسازی نوینی را در ساختار جمهوری اسلامی به وجود آورده است. این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر اسناد کتابخانهای صورت گرفته و نشان میدهد احکام حکومتی که بر اساس مصلحت وقت صادر میشوند، جزء احکام اولیه و در مواقعی بالاتر از آن و لازمالاجراست.