مدل سازی نقش سرمایه اجتماعی در حکمروایی خوب روستایی در روستاهای پیراشهری همدان

نویسندگان

1 استادیار گروه جغرافیا، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 استادیار، گروه اقتصاد، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22034/jpusd.2025.510790.1335
چکیده

حکمروایی خوب، یکی از ارکان توسعه پایدار در نواحی روستایی محسوب می‌شود اما چالش‌هایی همچون نابرابری، ضعف زیرساختی، فساد و فقدان مشارکت محلی، مانع تحقق آن است. سرمایه اجتماعی به‌عنوان عامل کلیدی می‌تواند در بهبود حکمروایی نقش مؤثری ایفا کند. این پژوهش باهدف مدل‌سازی رابطه سرمایه اجتماعی و حکمروایی خوب در نواحی روستایی پیراشهری همدان، از روش‌های آماری و توابع کاپیولا بهره گرفته است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی است. داده‌ها از طریق روش‌های اسنادی، کتابخانه‌ای و میدانی از ۱۲روستای بخش مرکزی گردآوری‌شده است. از بین ۷۰۲۹ خانوار، 375 خانوار به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) پردازش و شاخص‌های سرمایه اجتماعی و حکمروایی خوب پس از استانداردسازی، از طریق تحلیل همبستگی و مقدار ویژه استخراج شدند. آزمون‌های KMO  و Bartlett مناسب‌بودن داده‌ها برای تحلیل عاملی را تأیید کردند. نتایج مدل‌سازی با توابع کاپیولا و شبیه‌سازی مونت‌کارلو زنجیره مارکوف نشان داد که رابطه سرمایه اجتماعی و حکمروایی خوب، غیرخطی و نامتقارن است؛ به‌گونه‌ا‌ی که در سطوح بالاتر سرمایه اجتماعی، احتمال بهبود حکمروایی افزایش می‌یابد. از بین مدل‌های کاپیولا، مدل Marshall-Olkin به‌عنوان بهترین مدل در این تحلیل، با  NSE یا بیشترین دقت (9757/0) و با RMSE یا کمترین خطا (0465/0) تطابق بهتری با داده‌ها را فراهم می‌کند. این یافته‌ها بر ضرورت تقویت سرمایه اجتماعی در نواحی روستایی، به‌منظور بهبود حکمروایی و دستیابی به توسعه پایدار تأکیددارند. بر این اساس، سیاست‌گذاران با تقویت ظرفیت‌های سرمایه اجتماعی در نواحی روستایی، باید زمینه بهبود حکمروایی و دستیابی به توسعه پایدار را فراهم سازند.