گریز از واقعیت در شعر سهراب سپهری و نازک الملائکه

doi
چکیده

گریز به جهان آرمانی در مواجهه با سختیهای زندگی واقعی حسی شناخته شده در وجود آدمی است که از دیرباز به عرصۀ ادبیات راه یافته است. یکی از درونمایه­های اصلی در آثار سهراب سپهری و نازک الملائکه که از طلایه­داران شعر فارسی و عربی در دوران معاصر به شمار می­آیند، همین درونمایۀ قدیم است. این دو در ترسیم جهان مطلوب خود از دو خاستگاه مشترک فکری بهره برد­اند که وجه مشترک آنها، نگرش استعلاییِ مبتنی بر گذر از جهان واقعی است: مکتب رمانتیسم و نمادگرایی عرفانی. جستار پیش روی به تطبیق محتوایی اشعاری از دو شاعر می­پردازد که درونمایۀ مذکور، فصل مشترک آنهاست.جهان کودکی، آغوش طبیعت و جهان پس از مرگ، گریزگاه‌های مشترک روحی دو شاعر هستند که در بدنۀ اصلی تحقیق به بحث گذاشته می­شوند. یافته­ها نشان می­دهد که رویکرد سپهری به جهان هستی خوشبینانه­تر است و سهراب در مقایسه با نازک در ترسیم جامعۀ آرمانی خود از مایه­های عرفانی بیشتر بهره برده است.