جایگاه منفعت عمومی در نوسازی بافتهای پیراشهری مشهد، خوانشی از چالشهای دفاتر تسهیلگری
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد طراحی شهری، دانشکدە معماری و شهرسازی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
2 استادیارگروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
doi
10.22034/jpusd.2024.469488.1314چکیده
منفعت عمومی مدتهاست به عنوان مفهومی برای توجیه فعالیت برنامهریزی خصوصا در بافتهای پیراشهری استفاده میشود. با این حال، تلاش برای مشخص کردن این مفهوم و سنجش آن میتواند چالشها را در زمان مداخله، به نفععموم تغییر دهد. نظرات ذینفعان مختلف ممکن است تحت تأثیر عواملی مانند ارزشها، باورها و علایق آنها متفاوت باشد. این عدم وضوح معنا منجر به سردرگمی و اختلاف نظر در مورد مداخله مناسب برای بازسازی بافتهای پیراشهری شده است. این پژوهش با پذیرش ملاحظات پارادایم تفسیرگرا، با روش کیفی و استفاده از استراتژی استفهامی انجامشد. به منظور استخراج چارچوب نظری، از روش مطالعه سیستماتیک مبتنی بر روش فراترکیب ( الگوی ساندوسکی و باروسو)، برای گردآوری دادهها از مصاحبه نیمهساختار یافته و تحلیل دادهها از ابزار مکسکیودیای استفاده شده است.یافتههای پژوهش نشان میدهد که دفاتر تسهیلگری با موانع قابل توجهی در تحقق منفعت عمومی در چارچوبهای عملیاتی خود مواجه شده اند. این موانع مبتنی بر چندین عامل کلیدی است که هرکدام از این عوامل متاثر از عوامل دیگر بود و باهم ارتباط مستقیم و غیر مستقیم دارند که به سه بخش؛ چالشهای عملکردی، ساختاری و تخصصی دستهبندی میشوند. در نتیجه میتوان بیان نمود که عدم تعریف جایگاه مشخص و معتبر برای دفاتر تسهیلگری در ساختار قدرت و مدیریت به طور قابل توجهی مانع از تحقق مؤثر منفعت عمومی میشود. این وضعیت منجر به کاهش هماهنگی و همافزایی بین دفاتر و نهادهای بالادستی با سازمانهای محلی و جوامع مدنی شده و فقدان هماهنگی در سیستم مدیریتی، موازیکاری، هدررفت منابع و کاهش اثربخشی پروژههای توسعه محلی را به همراه دارد. ریشه عدم تحقق منفعتعمومی از منظر دفاتر تسهیلگری، فهم متکثر از مفهوم منفعتعمومی برای تامین منافع شخصی یا گروه خاص است. این تکثر معنی پیامدهایی منفی بر جنبههای اجتماعی، اقتصادی، مدیریتی و توسعهای بافتهای پیراشهری شهری دارد.