بازنمایی «انسان» در دو نظام معنایی: شخصیت و خود

نویسندگان

1 دانشگاه تهران

2 گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، تهران، ایران

4 گروه فلسفه تعلیم و تربیت، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.30487/jcp.2021.305409.1312
چکیده

با فراگیر شدن زبان روان‌شناختی برای فهم اشخاص، تأمل انتقادی در آن موردتوجه اندیشمندان قرار گرفته است. در پژوهش حاضر با بهره­جویی از آرای استوارت هال بازنماییِ «انسان» در قالب دو نظام معناییِ شخصیت و خود موردتوجه قرار گرفت. لذا از پایان­نامه­های دفاع‌شده در دانشکدۀ روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، استفاده شد. بدین­منظور از تحلیل گفتمان انتقادی، برای استخراج نحوۀ بدیهی­سازی و کلیشه­سازی بهره بردیم. لذا از میان 627 پایان­نامه حدود 170 پایان­نامه، که در عنوانشان از استعاره­های «شخصیت» و «خود» برای ارجاع به انسان استفاده کرده بودند، انتخاب شدند. تحلیل محتوای عنوان‌های پایان­نامه به‌منظور استخراج هم‌نشینی­ مفاهیم مرتبط با این دو مفهوم نشان داد با دو نظام معنایی متفاوت روبه‌رو هستیم. از اواخر دهۀ 1380 «نظام معنایی شخصیت» رو به افول گذاشته و جایش را به «نظام معناییِ خود» داده است. در نظام معناییِ  شخصیت با صفت/رگه به­مثابۀ مفهومی زیستی روبه‌رو­ایم و در نظام معناییِ خود با کارکرد و نقش به‌منزلۀ مفهومی شناختی ـ اجتماعی مواجه‌ایم. سپس نقش علوم شناختی در این چرخش زبانی از مفهومی زیستی به‌سوی مفهومی شناختی ـ اجتماعی برجسته شد. درادامه به شباهت­ها پرداخته شد: به‌طور کلی رویکرد شیءانگارانه مهم‌ترین شباهت­های این دو نظام معنایی، برای فهم انسان هستند.