شناسایی الگوی مدیریت مناطق پیراشهری با تاکید بر نقش میانجی گری مشارکت (مورد مطالعه: خاش)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت، گرایش رفتار سازمانی، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران.
2 استادیار، گروه مدیریت، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران
doi
10.22034/jpusd.2024.452474.1305چکیده
امروزه نحوه مدیریت صحیح عرصههای پیراشهری با تأکید بر تقویت و اهمیت نقش سطوح محلی و حضور مشارکت مردم، انجمنها و نهادهای مدنی در عرصه تصمیمگیری میتواند باعث بهبود کیفیت زندگی و پایداری توسعه جوامع محلی در این مناطق شود. لذا پژوهش حاضر بررسی شناسایی الگوی مدیریت مناطق پیراشهری با تأکید بر نقش مشارکت در خاش میباشد. پژوهش حاضر ازنظر هدف؛ کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی و ازلحاظ روش در گروه پژوهشهای کیفی و کمی قرار دارد. بهمنظور تجزیهوتحلیل اطلاعات از روش گراندد تئوری و نرمافزار (Expert Choice)، استفادهشده است. ابتدا از نتایج مصاحبهها مجموعه شرایط علی، زمینهای و مداخلهگر و سپس راهبردها، پیامدها و موانع در مدیریت مناطق پیراشهری با تأکید بر نقش مشارکت در خاش شناسایی شد. در ادامه نتایج نشان داد؛ در بین شرایط علی، اخذ اعتبارات و امکانات مناسب در راستای مشارکت مردم به مدیران با مقدار 245/0، شرایط زمینهای: تقویت در حس اعتماد بین مسئولین و ساکنین محلی با مقدار وزن 300/0، شرایط مداخلهگر: تقویت در حس اعتماد بین مسئولین و ساکنین محلی با مقدار وزن 296/0، بین راهبردهای مطرحشده: تصمیمگیری و سیاستگذاری درست با مقدار 400/0، پیامدها: پایداری مناطق پیراشهری با مقدار وزن 277/0 و درنهایت در بین موانع: الگوی نامناسب ساختاری- نهادی نظام مدیریت با مقدار وزن 356/0، بیشترین اهمیت را در مدیریت مناطق پیراشهری با تأکید بر نقش میانجیگری مشارکت به خود اختصاص دادهاند. نوآوری پژوهش حاضر استفاده از دیدگاه نخبگان (تئوری زمینهای) در ارائه الگوی مدیریت مناطق پیراشهری با تأکید بر نقش میانجیگری مشارکت میباشد.