برنامهریزی کاربری اراضی در مدیریت کالبدی ـ فضایی مناطق پیراشهری(مطالعه موردی: اسلامشهر)
نویسندگان
1 دانشیار گروه شهرسازی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
2 دانشجوی دکتری شهرسازی، گروه شهرسازی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
3 استادیار گروه شهرسازی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
doi
10.22034/jpusd.2023.348633.1212چکیده
پیراشهری که گاهی به آن حاشیه شهری هم اطلاق میشود میتواند بر فرم شهری و چالشهای برنامهریزی فضایی قرن بیستویک غالب شود. در کشورهای صنعتی یا پساصنعتی، پیراشهر قلمرو تغییرات اقتصادی، اجتماعی و دگرگونی ساختار فضایی است، درحالیکه در کشورهای بهتازگی صنعتی شده و بیشتر کشورهای درحالتوسعه، غالباً منطقه شهری پر هرجومرجی است که سببساز پراکندگی و توسعه ناهماهنگ شهری میشود. شناخت و تحلیل برنامهریزی کاربری اراضی برای این مناطق میتواند به مدیریت بهتر این مناطق بیانجامد. ازاینرو، پژوهش حاضر باهدف شناخت و تحلیل این عوامل برای مناطق پیراشهری در شعاع 8 کیلومتری مابین کلانشهر تهران و شهر اسلامشهر براساس دادهها و نقشههای سال 1399 و بر مبنای 3 دستهبندی کلی کاربری اراضی یعنی شهری، کشاورزی و حفاظتی با لحاظ کردن ناسازگاری بین آنها به انجام رسیده است. روش پژوهش مبتنی بر رویکرد کاربردی و توصیفی– تحلیلی است که با درنظر گرفتن الگوی تحلیل استراتژی تشخیص ناسازگاری کاربری اراضی (LUCIS) و پیادهسازی آن در محیط (GIS) توانست میزان مطلوبیت عوامل تأثیرگذار هر یک از کاربریهای اراضی مذکور در جهت برنامهریزی برای مناطق پیراشهری را برای محدوده موردمطالعه ارائه نماید.یافتهها بهعنوان اولین نتایج این تحلیل نشان داد که از مجموع مساحت 46.335 هکتار شعاع 8 کیلومتری پیراشهری شهر اسلامشهر، 122 لکه با مجموع 12.754 هکتار دارای بالاترین مطلوبیت، 227 لکه با مجموع 21.155 هکتار دارای مطلوبیت متوسط و 139 لکه با مجموع 12.426 هکتار دارای کمترین مطلوبیت کاربری اراضی برای برنامهریزی کالبدی – فضایی این منطقه میباشد. دومین نتیجه، موقعیت این لکهها در جهت چگونگی آیندهنگری و برنامهریزی صحیح برای مدیریت شهری برای این مناطق است و بهعنوان سومین نتیجه، تعمیم این مدل برنامهریزی برای دیگر مناطق پیراشهری کشور را میتوان در نظر گرفت.