جریان‌شناسی روان‌شناسی اسلامی در عصر حاضر: بررسی فراترکیب

نویسندگان

1 پژوهشکده اخلاق و معنویت، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، ایران

doi
10.30487/jcp.2020.244667.1158
چکیده

در شکل‌گیری روان‌شناسی اسلامی ایده‌های متنوعی دیده می‌شود که بخشی از آن در گرو شناخت رویکردهای روش‌شناسانۀ روابط روان‌شناسی و اسلام است. هدف پژوهش حاضر شناسایی جریان‌ها یا رویکردهای کلان­حوزۀ ارتباط‌شناسی روان‌شناسی و اسلام در یک روند تاریخی بود. با استفاده از روش فراترکیب، 98 مطالعۀ کیفی (1900 تا 2019م) از منابع معتبر شناسایی شد و با تجزیه و تحلیل آن‌ها در یک چارچوب جدید ترکیب شد. یافته‌ها نشان داد که اولاً آغاز بحث از ارتباط روان‌شناسی و اسلام با درنظر گرفتن یک پیوستار فلسفی - تجربی به دهۀ 1910 بازمی‌گردد؛ ثانیاً مطالعات حوزۀ ارتباطی روان‌شناسی و اسلام به‌واسطۀ شاخص «نقطۀ عزیمت علم/ دین» در رویکرد دوگانه (درون - بومی و برون - بومی)، و با شاخص «مبنا قرار دادن علم» در قالب رویکرد سه‌گانۀ پالایش علم، مقایسۀ علم، و تأسیس علم طبقه‌بندی می‌شود؛ ثالثاً رویکرد سه‌گانۀ اخیر در چهار بازۀ تاریخی بازشناسی می‌شود که عبارت‌اند از: الف) دورۀ تمهیدی (معرفی اندیشه‌های اندیشمندان مسلمان) از 1910م، ب) رویکرد پالایش و موج اول رویکرد تأسیس از 1950، ج) رویکرد مقایسه از1980، د) موج دوم تأسیس از 2005. هر یک از رویکردهای سه‌گانۀ اخیر، مبتلا به محدودیت‌های روش‌شناسانه بوده که یک راه‌ برون‌رفت آن، پیشنهاد «رویکرد تأسیس اشتراکی» است که با مبنا قرار دادن الگوی میان‌رشته‌ایِ چندسطحی و با بهره‌گیری از سه مرحلۀ مقایسه، پالایش، و تأسیس، با حفظ ارتباط روان‌شناسی و اسلام، زمینۀ تأسیس علم جدید را فراهم می‌کند.