بنیادهای هویت‌مداری زن در آموزه‌های مکتب نبوی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22054/ajsm.2017.8816
چکیده

در طول تاریخ، زنان به دلیل نادیده انگاشته شدن موجودیت و هویت مستقل آنان از سوی نظام‌های اجتماعی حاکم بر جوامع مختلف انسانی، همواره در معرض آسیب شخصیتی قرارداشته‌اند که به مراتب مهم‌تراز آزارهای جسمی است. هرچند تلاش‌هایی با هدف ارتقای منزلت و جایگاه زن انجام گرفته، اما به دلیل اینکه کمتر احیای شخصیت زن در مرکز این فعالیت‌ها قرار داشته، تحول چندانی در وضعیت این بخش مهم از جامعة انسانی رخ نداده‌است و موقعیت کهتری زنان تداوم یافته‌است. در جریان حرکت‌های توحیدی که توجه مضاعف به احیای شخصیت و تأمین استقلال وجودی افراد با هدف برون‌رفت از وضعیت رقّت‌بار و منحط این جهانی و خدا‌گونه شدن در سرلوحۀ اقدامات رهبران قرار دارد، تأمین احساس امنیت وجودی فارغ از ملاحظات جنسیتی‌ـ در مرد وزن‌ـ یکسان دنبال می‌شود تا زمینة تجلی حضور که ویژگی برجستة نوع انسان در فعالیت‌های اجتماعی روزمرة است با قاطعیت فراهم آید. در این بین، اقدام پیامبر اعظم در مقابله با قرادادهای اجتماعی زن‌ستیز مرسوم در زمان ظهور خویش که نه تنها برای جنس زن حقوقی قائل نبود، بلکه اصولاً او را ازدایرة انسانیت بیرون می‌دانست، گامی بس مهم در راستای هویت‌یابی زن‌ (این بخش مهم از پیکرة انسانیت‌) به‌شمار می‌آید؛ چه آنکه به مجرد تلاش زنان برای تخطی از این قراردادها، نوعی جریان سیل‌آسای اضطراب و تشویش به سوی آنان روان می‌شد که در عمل انگیزة حضور در عرصة عمومی و یا حتی طرح به عنوان عنصری تأثیرگذار در عرصة خانواده را از ایشان سلب می‌نمود. بدین سان، تکریم زن در برترین اشکال خود، همچون بوسه بر دستان دختر و یا گرامی داشتن همسر و یا پذیرفتن استقلال اقتصادی زن و... از سوی مردی در منتهای مردانگی، همچون رسول گرامی اسلام، مسیری را گشود که در تاریخ، نه تنها زنانگی عیب و نقصی به‌شمار نمی‌آید، بلکه مایة فخر و مباهات زنان و عامل قوّت قلب و اعتماد به نَفْس وجودی آنان در پیمایش عرصه‌های مختلف اجتماعی نیزخواهد بود.