واکاوی نظریة «جدایی نهاد دین از حکومت» در مکتب علوی(ع)

نویسندگان

1 دکتری نهج‌البلاغه دانشگاه کاشان، اصفهان، ایران

2 استادیار فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22054/ajsm.2017.8817
چکیده

با نگاة گذرا به تاریخ زندگی پیامبران الهی، این واقعیت را به‌روشنی می‌توان دریافت که آنان رهبری جوامع بشری را در حوزه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی و نیز دنیوی و اخروی به‌دست داشته‌اند و در پی رسالت الهی خود، ضمن مبارزه با انواع انحرافات اعتقادی و اخلاقی با ناهنجاری‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نیز شدیداً برخورد می‌کردند و برای اصلاح آن‌ها به تلاش‌های گستردة طاقت‌فرسایی دست می‌زدند. حال آنکه سکولاریسم نظریه‌ای است که بر محدودیت نقش دین در زندگی تأکید دارد و یکی از خواسته‌های اصلی آن، جدایی دولت از نهاد دین است. سکولارها دین را امری فردی می‌دانند که شایستگی دخالت در امور مهم زندگی، از جمله حکومت را ندارد؛ به عبارت دیگر، آنان در پی حکومت و دولتی مستقل از دین هستند. از این رو، هدف مقالهی حاضر آن است که به سبک مسئله‌محور، با روش توصیفی‌ـ تحلیلی و به صورت کتابخانه‌ای، اولاً به رهیافت علوی(ع) در مقولة دین و سیاست دست یابد. ثانیاً به نقد وارده بر نظریة سکولاریسم، مبنی بر جدایی دین از سیاست با توجه به دیدگاه امام علی(ع) بپردازد.