تبیین و ارزیابی مبنای کارن بائر در مورد «تأثیر بافت فکری و شرایط اجتماعی بر تفسیر»
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
3 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
doi
10.22034/isqs.2025.49854.2336چکیده
مطالعات «زن و جنسیت» در دهههای اخیر توجه پژوهشگران معاصر را به خود جلب کرده است. در این میان برخی از اندیشمندان حوزه مطالعات اسلامی میان مطالعات جنسیت و جایگاه زن در قرآن، پیوند ایجاد کرده و در تحلیلهای خود به تفاسیر مفسران بر آیات مربوط به زنان رجوع کردهاند. کارن بائر در کتاب سلسلهمراتب جنسیتی در قرآن: تفاسیر کهن، پاسخهای نو به بررسی آرای عالمان مسلمان بر تفسیر آیات ناظر به «سلسلهمراتب جنسیتی» پرداخته است. از میان مبانی مختلفی که بائر در پژوهش خود اتخاذ کرده، «تأثیر بافت فکری و شرایط اجتماعی بر تفسیر» مهمترین دیدگاه او محسوب میشود که مبنای نظری او را شکل داده است. بائر پرداختن به دغدغههای اجتماعی را در نتیجه تغییر بافت فکری عالمان مدرن و مبنای مشترک آنان میداند که بهمرورزمان باعث تغییر روش نگارش تفاسیر شده است. از میان عالمان مدرن، محافظهکاران با پای بندی به تفاسیر پیشین، توجیهات علمی و عقلی را در دفاع از آنها میآورند، در مقابل، تجدیدنظرطلبان در پی آن هستند که تفاسیری متناسب با نیازهای عصری ارائه دهند، از همین رو، ضمن دخالت دادن معرفتهای پیشینی خود و بهکارگیری «هرمنوتیک تفسیری»، به بازتفسیر آیات میپردازند. این در حالی است که باید به مجرای موجه و مجازِ پیش دانستهها در تفسیر توجه داشت و از تحمیل پیش دانستهها بر متن و تفسیر به رأی اجتناب کرد. علاوه براین، باید توجه داشت ارائه «تفسیر عصری» باید ضابطهمند و با هدف پاسخ به پرسشهای عصر و زمانه باشد، در غیر این صورت به «عصری انگاری معرفت دینی» و «تکثرگرایی فهم ها» میانجامد که با هدف هدایتگری قرآن در تعارض است. در پژوهش حاضر، تأثیر بافت فکری و شرایط اجتماعی بر تفسیر در آیات ناظر به سلسلهمراتب جنسیتی تبیین و نتایج مبتنی بر آن به روش توصیفی-تحلیلی ارزیابی میشود.