تحلیل کاربردی مدل امیدآفرینی سازمانی بر اساس اندیشههای مقام معظم رهبری در سازمانهای دولتی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
2 استادیار، گروه مدیریت دولتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 استادیار، گروه مدیریت، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
4 استادیار، گروه معارف اسلامی، دانشکده علوم انسانی واجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران.
5 استاد، گروه جامعه شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.47176/mdr.2025.1424چکیده
امیدآفرینی بهعنوان یکی از نیازهای اساسی جوامع و سازمانها، نقشی محوری در ارتقای سرمایه اجتماعی، افزایش بهرهوری و مقابله با چالشهای محیطی دارد. در شرایط کنونی که سازمانهای دولتی ایران با مشکلاتی نظیر کاهش انگیزش نیروی انسانی، ضعف کارآمدی و فشارهای بیرونی مواجهاند، توجه به امید بهعنوان یک سرمایه روانشناختی و اجتماعی ضرورتی اجتنابناپذیر است. از منظر مقام معظم رهبری، امید نهتنها یک حالت روانشناختی فردی، بلکه راهبردی کلان برای پیشرفت جامعه و ایجاد تمدن نوین اسلامی به شمار میآید. بر همین اساس، پژوهش حاضر باهدف ارائه و اعتبارسنجی مدل مفهومی امیدآفرینی سازمانی مبتنی بر بیانات مقام معظم رهبری انجام شد تا ابعاد اصلی این مفهوم و نقش آن در سازمانهای ایرانی بررسی گردد. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش، توصیفی ـ تحلیلی (پیمایشی) است. جامعه آماری شامل کارکنان سازمانهای دولتی بوده و با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای، تعداد ۳۸۴ نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته بر مبنای شش بعد مفهومی (ایمان و باور دینی، خودباوری ملی، تابآوری سازمانی، مقابله با یأس رسانهای، مدیریت آیندهنگر و مسئولیتپذیری و سرمایه انسانی) بود. برای تحلیل دادهها از آمار توصیفی، همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری در نرمافزار AMOS استفاده گردید. یافتهها نشان داد که تمامی ابعاد مستقل پژوهش دارای اثر مثبت و معنادار بر «امیدآفرینی سازمانی» هستند. در این میان، مسئولیتپذیری و سرمایه انسانی (β=0.30) و ایمان و باور دینی (β=0.27) بیشترین تأثیر را داشتهاند، درحالیکه مقابله با یأس رسانهای (β=0.15) کمترین تأثیر را نشان داد. شاخصهای برازش مدل نیز در محدوده مطلوب قرار داشتند (CFI=0.94، GFI=0.91، RMSEA=0.056) این نتایج بیانگر آن است که مدل پیشنهادی از اعتبار نظری و تجربی برخوردار بوده و میتواند بهعنوان چارچوبی عملی برای تقویت امید و انگیزش در سازمانهای ایرانی مورداستفاده قرار گیرد