تحلیل بینامتنی بازتاب مفاهیم و عناصر قرآنی در قابوسنامه بر اساس نظریة ژرار ژُنت
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران
doi
10.22034/isqs.2023.44764.2112چکیده
نقش قرآن کریم در تکوین ادبیات و تمدّن اسلامی-ایرانی انکارناپذیر است. از نمونههای این تأثیر، بازتاب قرآن کریم در محتوا، فرم و زبانِ قابوسنامه است که موجب غنای آن از جنبههای مختلفی شدهاست. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی، با ارائة شواهد متنی به بررسی روابط بینامتنی قرآن کریم و قابوسنامه بر اساس نظریِة ژرار ژُنت پرداخته، به این نتایج دستیافته که وفور موضوعات، حکمتها، تمثیلات و واژگان قرآنی در قابوسنامه نشاندهندة تأثیرِ محتوایی، ادبی، سبکی و زبانی قرآن کریم و استفادة بجای عنصرالمعالی از آنها در اثر خویش است. وی در تبعیّت از شیوة تعلیمی-تربیتی جهانشمول قرآن کریم با وجود مخاطب قراردادن فرزندش، با ایجاد تنوّع زبانی، فرهنگی و موضوعی، کلّ ابناء بشر را مخاطب قرارداده، از معارف قرآن بهرهمند کردهاست. او از آموزههای حکمتآمیز قرآن کریم به تناسب ابواب، موضوعات و مخاطبان، به شیوههای گوناگون بینامتنی استفاده و آنها را به زبانی ساده و تأثیرگذار بیانکردهاست. رابطة کلانِ قابوسنامه با قرآن کریم، اخذ، تداوم و اشاعة آموزههایِ آن است. این کتاب به عنوان متنی برجسته در فرهنگ و ادب اسلامی، نقشی رسانهای در انتقال ادبی و هنری آموزههای اعتقادی، اجتماعی و فرهنگی قرآن کریم به فارسی زبانان ایفاکردهاست.