واکاوی نفوذ زنان در حکومت قراختائیان کرمان بر اساس نظریۀ رویکرد سوم قدرت

نویسندگان

1 دانشگاه تهران

2 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران

3 دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران

4 دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران

doi
10.22067/jhc.v51i1.79235
چکیده

نفوذ زنان در تصمیمات حکومتی و ستیز پنهان و آشکار آنان در موضوع جانشینی، نقشی مهم در تثبیت حکومت قراختائیان و همچنین ضعف و زوال آن داشته است. پژوهش حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی، قدرت و نفوذ سه تن از زنان تأثیرگذار در تاریخ قراختائی، اوکه‌خاتون، ترکان‌خاتون و پادشاه‌خاتون را در چارچوب نظری «نظریۀ قدرت استیون لوکس» که ستیز بالفعل را به‌عنوان عنصر تعیین‌کنندۀ قدرت معتبر نمی‌داند، مورد واکاوی قرار داده است. چگونگی نفوذ و اِعمال قدرت زنان در موضوع جانشینی حکومت قراختائیان، پرسش اصلی این نوشتار است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که مداخلۀ زنان در قالب استراتژی عدم ستیز و اِعمال نفوذ با بهره‌گیری از رفتارهای سیاسی مختلف، مانند ازدواج‌های سیاسی، اغواء، تطمیع، تبلیغات، مانور سیاسی و غیره در انتقال قدرت مؤثر بوده است.