تار توحید در پود داستان‌های قرآنی، مطالعه داستان سلیمان و اسبان

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه خوارزمی

2 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث، دانشگاه خوارزمی تهران

doi
10.22034/isqs.2023.42636.2029
چکیده

قرآن کریم در آیات 30 تا 33 سوره ص، داستان سلیمان(ع) و اسبان را یاد کرده است. تفسیر این آیات و تبیین پیوند معنایی میان آنها و نیز نسبت کنش‌های داستان با کنشگر داستان، سلیمان(ع)، مفسران را با چالش‌هایی مواجه کرده است. در پژوهش حاضر، برای تبیین این داستان و فهم آموزه تربیتی مرکزی آن، مبتنی بر روش توصیفی-تحلیلی، خوانش بینامتنی در سه سطح، متون دینی یهود - مشتمل بر عهد عتیق، میشنا و مدراش- ، اشعار پیش از اسلام و قرآن انجام گرفته است. بنابر یافته‌های پژوهش حاضر، در این داستان، آموزه توحید مورد تاکید قرار گرفته است. سلیمان(ع) به مثابه قهرمان داستان، با دیدن اسبان اصیل و نژاده که جنگ‌افزاری نیرومند در عهد باستان، به شمار می‌آمدند، برای لحظاتی کوتاه، قدرت اسبان را مستقل از اراده الهی پنداشته و آنها را به خودی خود کارگر و موثر دانسته است. تلقی اسبان به مثابه منشا مستقل قدرت، سبب دلباختگی وی به آنها و به تَبَع غفلت از یاد پروردگار می‌شود. بنابر نتایج این پژوهش، کنش سلیمان برای آزاد کردن جان خویش از این دل‌مشغولی، انفاق از اموال محبوب یعنی اسبان است.

کلیدواژه‌ها