بررسی تطبیقی فطری بودن اخلاقیات از دیدگاه شهید مطهری با نظرات آیت الله جوادی آملی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته روانشناسی مثبت گرا، دانشکده هدی، جامعه الزهرا، قم، ایران.

2 استادیار گروه اخلاق اسلامی دانشکده معارف و اندیشه اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری گروه اخلاق اسلامی دانشکده معارف و اندیشه اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22034/re.2026.527124.2077
چکیده

این مقاله به بررسی تطبیقی دیدگاه‌های شهید مطهری و آیت‌الله جوادی آملی، درباره «اخلاق فطری» می‌پردازد. هر دو محقق، با اتکا به قرآن کریم و در تقابل با نسبی‌گرایی اخلاقی، اخلاق را ریشه‌دار در فطرت الهی و تغییرناپذیر انسان می‌دانند. اشتراک بنیادین آنان، طرد نظریه «حسن و قبح عقلی» به عنوان میراث فلسفه یونان و تأکید بر جهان‌شمولی گزاره‌های اخلاقی است. با این حال، در تبیین سازوکار و مبانی معرفت‌شناختی فطرت اخلاقی تمایزات ظریفی دارند.شهید مطهری با نگاهی جامع‌نگر و عمل‌گرا، اخلاق را امتداد «حقیقت عبودیت» و مبتنی بر «گرایش‌های فطری» ذاتی مانند حقیقت‌جویی، زیبایی‌طلبی و کرامت نفس می‌داند. از دیدگاه وی، وجدان اخلاقی پیش از استدلال‌های عقلی در انسان فعال است و اخلاق با «خودآگاهی عملی» و کارکرد اجتماعی آن پیوند می‌خورد. او با تشبیه انزجار از دروغ به حس گرسنگی، اخلاق را به زیست‌جهان انسانی پیوند می‌زند.در مقابل، آیت‌الله جوادی آملی محور را بر «تجرد نفس» و «سلوک شهودی» می‌گذارد. از نگاه ایشان، فعل اخلاقی تنها در پرتو «ادراک حضوری» محقق می‌شود که موجب زدودن حجاب‌های ظلمانی و تعالی روح به سوی «کمال تجرّدی» می‌گردد. در این دیدگاه، شناخت اخلاقی بیشتر یک مکاشفه باطنی است تا یک فرآیند استدلالی.در نهایت این دو دیدگاه نه در تقابل، بلکه به عنوان دو رویه مکمل یک حقیقت واحد هستند. رویکرد شهید مطهری با تمرکز بر «کارکرد اجتماعی اخلاق» و نگاه آیت الله جوادی آملی با محوریت «غایت‌شناسی وجودی»، جامعیت نظریه فطرت در اسلام را آشکار می‌سازد و الگویی بی بدیل در برابر نظام‌های اخلاقی سکولار ارائه می‌دهد.