تحلیل پدیدارشناسانه زیست عاریتی در اندیشۀ مولوی با رویکرد اخلاقی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان وادبیات فارسی. دانشکده ادبیات و علوم انسانی. دانشگاه قم. قم. ایران.
2 استادیار گروه فقه و حقوق دانشگاه شهرکرد.شهرکرد.ایران.
doi
10.22034/re.2026.549706.2117چکیده
یکی از دغدغههای بنیادین انسان معاصر، دستیابی به زندگی اخلاقمدار و اصیل است. در روزگار ما، زیست عاریتی ــ یعنی زیستی که به جای شهود درونی و تشخیص عقلانی–اخلاقی، بر اساس ارزشگذاری و داوری دیگران شکل میگیرد ــ ریشۀ بسیاری از بحرانهای معنوی و اخلاقی به شمار میآید. این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و الهام از پدیدارشناسی، به بررسی جلوههای زیست عاریتی در مثنوی و کلیات شمس می پردازد. از منظر مولوی، چنین زیستی انسان را به «بردگی پنهان» میکشاند؛ زیرا فرد به جای پیروی از حقیقت و وجدان بیدار، اسیر پسند و ناپسند دیگران میشود و از یاد خدا و مسئولیت اخلاقی خویش غافل میگردد. مولوی با نقد این وضعیت، رهایی از خودباختگی، محبوبیتخواهی، تقلید کورکورانه و اصالتبخشی به عقل ابزاری را شرط بازگشت به زندگی اصیل میداند. راهکار اخلاقی او، پرورش اندیشۀ نقادانه، مراقبۀ قلبی، و اتصال به سرچشمۀ عشق الهی است تا انسان بتواند انتخابهایی آگاهانه، آزاد و متعهدانه داشته باشد. این مقاله نشان میدهد که آموزههای مولوی، نهتنها ناظر به اصلاح فردی است، بلکه می تواند راهنمایی برای ساماندهی زیست اخلاقی در سطح جامعه نیز باشد.