مقایسه و تحلیل استعاره های قرآنی از منظر بلاغت پژوهان سنتی و زبان شناسان شناختی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری . علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه علامه طباطبایی، ایران، تهران
2 دانشیار زبان شناسی همگانی گروه زبان های خارجه دانشکده ادبیات و زبان های خارجه دانشگاه علامه طباطبایی. ایران. تهران
3 استاد علوم قرآن و حدیث دانشکده الهیات دانشگاه علامه طباطبایی. ایران. تهران
4 دانشیار علوم قرآن و حدیث دانشکده الهیات دانشگاه علامه طباطبائی. ایران . تهران
doi
10.22034/isqs.2022.39887.1913چکیده
استعاره یکی از جنبههای اعجاز بیانی است و قرآن از آن، در راستای تبیین معانی خود بهره میبرد. استعاره در مفهوم سنتی، بهکاربردن لفظی در غیر از معنای اصلی خود میباشد؛ اما در این معنا به تنهایی نمیتواند جهانبینی، ساختار و اندیشههای نهفته درون آیات را نشان دهد. در باب استعاره میتوان دو دیدگاه کلاسیک و زبان شناسی-شناختی را با یکدیگر مقایسه کرد. تفاوت این دو دیدگاه در این است که در زبانشناسیسنتی استعاره صرفاً ابزاری برای زیبایی تعبیرهای زبانی بوده است؛ اما در زبانشناسیشناختی، استعاره به چگونگی پدیدآمدن فرایندهای ذهنی و تبدیل شدن آنها به عناصر زبانی میپردازد. ازاینرو ماهیت و عملکردی متفاوت از دیدگاههای بلاغت پژوهان در سدههای گذشته دارد. پژوهش پیش رو با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با هدف بررسی استعاره نزد بلاغت پژوهان سنتی و زبان شناسان شناختی و نقش آنها در تبیین و تحلیلهای قرآنی صورتگرفته است. یافتههای این پژوهش در قالب شناخت وجوه تمایز استعاره شناختی از استعاره سنتی، و بررسی آیات با نگاه به مفهومسازی استعاری نشان داد که الگوی استعاره مفهومی در تحلیل شناختی آیات و دستیابی به اصول معناشناختی حاکم بر مفهوم سازی قرآنی، امکانی را برای کشف لایههای قرآنی فراهم میآورد که در استعاره سنتی دستیابی به آن ممکن نیست.