مهاجرت معکوس در روستاهای کاکاوند شرقی: دلایل و پیامدها
نویسندگان
1 گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22059/jrur.2025.384322.1996چکیده
مهاجرت معکوس پدیدهای است که سالهای اخیر در حال رشد است. دلایل این مهم به دافعه زندگی شهری و جاذبه روستا مربوط است. این پدیده پیامدهای گوناگونی برای روستاها به همراه داشت و تا کنون بسیاری از ساختارهای سنتی در روستا را دستخوش تغییر کرده است. مقاله حاضر تلاش دارد دلایل و پیامدهای مهاجرت معکوس در کاکاوند شرقی از توابع نورآباد دلفان را واکاوی کند. رویکرد نظری مبتنی بر آراء هریس در باب سیاستهای رفاهیِ دولت است. روش پژوهش مردمنگاری و فنون گردآوری داده، مشاهده و مصاحبه است. مشاهدات در حوزه رفتار و کالبد به مدت دو سال و مستمر انجام گرفت. تعداد مصاحبهشوندگان نیز 22 نفر بود که به شیوۀ نمونهگیری نظری انتخاب شدند. یافتهها نشان میدهند: مهاجرت روستاییان کاکاوند شرقی به شهرهای هرسین، صحنه و کرمانشاه پس از اصلاحات ارضی شروع شد و تا دهه 80 خورشیدی ادامه داشت. کمبود منابع، افزایش جمعیت و خشکسالیهای پیدرپی از دلایل اصلی آن بودند. مهاجران در شهر به دو گروه فرودست و فرادست تقسیم شدند. از اوایل دهۀ 80، عمران روستایی در دستور کار دولت قرار گرفت. مهاجران فقیر برای رهایی از مشکلات اقتصادی و مهاجران ثروتمند برای ویلاسازی، سرمایهگذاری در طرحهای کشاورزی و دامداری به روستا بازگشتند. مهاجرت معکوس کاکاوندیها غالباً ماهیت اقتصادی داشت. از جمله پیامدهای آن میتوان به رونق دوبارۀ روستانشینی، ورود سبکهای زندگی جدید، حضور فعال در نهادهای مدرن روستایی، زوال اقتدار سنتی زمینداران، زوال معماری سنتی، زوال یاریگری، تخریب محیطزیست و تحقیر فرهنگ سنتی روستا اشاره کرد.