نقش نگرش سامانهای در خوانش تمدنی قرآن و صورت بندی تمدن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشکده الهیات دانشگاه قم ایران
2 دانشگاه قم
3 عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی- مرکز مطالعات اجتماعی تمدنی
doi
10.22034/isqs.2022.40654.1930چکیده
قرآن در نگاه اندیشمندان بیش از آنکه متنی ناظر به عمل و کارآمد در عرصه تمدنی تلقی شود، متنی نظری و اعتقادی دیده شده است. این نگاه، مانع از پیوند میان قرآن و جهان امروز شده، آسیب هایی را در عرصه عمل همراه داشته است. خوانش قرآن با هدف تقویت این پیوند و عینیت بخشی به آموزه های آن در سطح کلان، نیازمند برخورداری از رویکرد تمدنی است. این پژوهش با هدف روشمندسازی این رویکرد، یکی از مهم ترین شاخص های آنرا، با عنوان "سامانمندی" یا "نگرش سامانهای" معرفی کرده، با تکیه بر نظرات اندیشمندان معاصر، تاثیر این نگرش را در تحقق آموزههای قرآن و صورت بندی تمدن اسلامی نشان میدهد. سازواری درونی و بیرونی دو بعد اصلی این نگرش را شکل می دهد که سازواری بیرونی خود مستلزم تعامل قرآن با خارج از خود در سه سطح بینامتنی، بینامکتبی و فرامتنی است. خوانش قرآن با این نگرش، قرآن را به کنشگری در عرصه عمل نزدیک کرده، تمدنی سازوار و یکپارچه را مبتنی بر مصدری سازوار و هماهنگ شکل میدهد.